وبلاگ تخصصی كلاس ششم
آموزش چیز عجیبی است: می‌تواند انسان درون ما را زنده کند و می‌تواند انسان درون ما را زنده به گور کند . . . «پائولو فریره»
                                                        
درباره وبلاگ

فرزانه خرمی راد

رشته تحصیلی: دبیری ریاضی
مدیر وبلاگ : فرزانه خرمی راد
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


معنای زندگی از فرد به فرد، روز به روز، ساعت به ساعت در تغییر است. هر فرد می بایست معنی و هدف زندگی خود را در لحظات مختلف دریابد. هیچ معنای انتزاعی که انسان عمری را صرف یافتنش نماید وجود ندارد، بلکه هر یک از ما دارای وظیفه و رسالتی ویژه در زندگی ست که می بایست بدان تحقق بخشد.

انگیزه اصلی و هدف زندگی گریز از درد و لذت بردن نیست، بلکه معنی جویی زندگی ست که به زندگی مفهوم واقعی می بخشد، به همین دلیل انسان ها درد و رنجی را که معنی و هدفی دارد با میل تحمل می کنند.

آنچه مهم است این است که تاب بیاوریم و صبر کنیم تا به چشم خود ببینیم که استعداد بی همتای انسان در اوج تلاش و کوشش، چگونه یک پایان غم انگیز را به پیروزی عظیم و یک وضعیت بحرانی را به فتحی پیروزمندانه بدل می کند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 23 آذر 1396 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد

کسی که چرایی برای زیستن داشته باشد، از پس هر چگونه ای نیز بر می آید.

«نیچه»

سونیای عزیزم
بعد از دو روز کاری سخت تازه تونستم فرصتی برای تحلیل سؤالت پیدا کنم. خوشحالم که منو با روح پرسش گرت شریک میکنی!

سؤال: چگالی ماده ی سازنده ی جسم (الف) دو برابر جسم (ب) است. جرم جسم (الف) نیز دو برابر جسم (ب) است. هر دو جسم را در دو ظرف مشابه با مقدار مساوی آب می اندازیم. اگر دو جسم به ته آب بروند، کدام گزینه مقدار افزایش حجم آب هنگام انداختن جسم ها در آب را به شکل درستی مقایسه می کند؟               
الف) افزایش حجم آب توسط جسم (الف) و (ب) برابر است.
ب) افزایش حجم آب توسط جسم (الف) دو برابر (ب) است.
ج) افزایش حجم آب توسط جسم (ب) دو برابر (الف) است.
د) افزایش حجم آب توسط جسم (الف) چهار برابر (ب) است.

 و اما استدلال من:
گزینه ی الف، چون چگالی (الف) دو برابر(ب) است، در جرم های مساوی حجم (الف) نصف (ب) است. حال اگر جرم (الف) دو برابر باشد، جرم آن هم دو برابر شده و برابر با حجم (ب) می شود.

رابطه چگالی با جرم چیست؟
چگالی یک جسم با جرم آن جسم رابطه مستقیم دارد یعنی هر چه یک جسم سنگین تر باشد، چگالی آن بیش تر است. مثلا چگالی آهن بیش از پنبه است چون آهن سنگین تر از پنبه است.

رابطه چگالی با حجم چیست؟
چگالی یک جسم رابطه معکوس با حجم آن جسم دارد یعنی هر چه حجم یک جسم بیشتر باشد، چگالی آن کمتر است و بالعکس کاهش حجم، چگالی جسم را افزایش می دهد.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




http://images.flatworldknowledge.com/wrench/wrench-fig06_x002.jpg

تمرکز روح بر یک عنصر مشخص را دقت می‌نامند. پس حافظه بستگی تام و تمام بویژه با دقت خواهد داشت. یادمان باشد که برای موفقیت در تحصیل، داشتن اطلاعات علمی کافی نیست. استفاده از مهارت‌هائی که بتواند میزان بهره‌وری ما از این اطلاعات را افزایش دهد نیز امری بسیار مهم است. بی‌دقتی یکی از رایج‌ترین مسائل دانش‌آموزها و داوطلب‌های کنکور است . . .

بارها اتفاق افتاده است که دانش‌آموزها به‌دلیل بی‌دقتی (با وجود داشتن اطلاعات بالا) در امتحان‌ها، نمره از دست داده‌اند. به‌طور قطع، برای شما هم اتفاق افتاده است که بعد از امتحان، دچار افسوس شوید که با وجودی که پاسخ‌ها را می‌دانستید، به‌دلیل "بی‌دقتی" نتوانستید به سؤال‌ها پاسخ صحیح دهید. البته بی‌دقتی انواع متفاوتی دارد: ندیدن قسمت‌هائی از صورت سؤال، اشتباه‌های محاسبات و … برخی از انواع بی‌دقتی است.
اما از آنجائی که تعریف دقت در شناخت راه‌های افزایش آن بسیار مؤثر است، ابتدا می‌خواهیم دقت را تعریف کنیم:  (روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نتیجه تصویری برای خانه ی گیلان

گیلان سرزمین جنگل و باران، برنج و نوغان، بستر رودهای خروشان و پهنه ی رویش بنفشه ها، پامچال ها، نیلوفرهای آبی، زیستگاه قوها و مرغابی ها و هزاران گیاه چشم نواز و زیبایی ها ی بی شمار دیگر ، جایی که جلگه و دریا و کوهستان روی در هم می سایند و شب و روز امواج خروشان دریا بر ساحل و ماسه زارهای آن بوسه می زنند . سرزمینی سرشار از حیات و مملو از نشاط که طبیعت سحر انگیز آن نه تنها مایه پویش و سختکوشی است بلکه الهام بخش آرامش و نیرو بخش اندیشه و خلاقیت است .
گستردگی رسوم و خصلت های فرهنگی گیلانیان با توجه به تعدد قومی و گوناگونی لهجه ها به حدی است که حتی آشنایی مختصر با آن در این مختصر نمی گنجد. بعضی از آداب و آیین های مردمی گیلان به مرور در همهمه ی زندگی شهری رو به فراموشی و برخی دیگر کم رنگ شده است. اینک شرح مختصر و موجز برخی از این آداب و رسوم خواهد آمد:

کشتی گیله مردی:
این کشتی که امروزه همچنان پای برجاست، یادگار صلابت و دلاوری مردم این خطه است. کشتی “گیله مردی” ریشه در تاریخ دارد. “مقدسی” در قرن چهارم هجری از این کشتی یاد کرده است.

گل گل چهارشنبه:
از دیگر مراسم کهن ایرانیان که در گیلان هم با بعضی تغییرات جزیی به آن می‌پردازند، چهارشنبه سوری است که در غروب آخرین سه شنبه سال و در شب چهارشنبه انجام می شود.
به این منظور خار، بوته، گون و کاه جمع‌آوری می‌شد و با درست کردن پشته‌هایی که معمولاً رو به سمت قبله می‌نهادند و سپس آتش زدن آنها، از روی آتش می‌پریدند.
این سنت که از روزگار زرتشت و حتی جلوتر بر جای مانده، در دوران اسلامی با اعتقادات مردم در هم آمیخته و رنگ و بویی دینی گرفته است.


نوروز خوانی:
نوروز خوانی از مراسم آخر هر سال در گیلان است. نوروزخوانی که هم اکنون نیز کم و بیش رواج دارد، در گیلان نماد ورود بهار و خیر و برکت است.
برای این کار گروهی نوروزخوان در کوچه و خیابان به راه می‌افتند و اشعاری می‌خوانند. از معروف‌ترین این اشعار می‌توان به دوازه امام و عروس گوله اشاره داشت.

خودارزیابی:
1.
دلیل گستردگی رسوم و خصلت های فرهنگی گیلانیان چیست؟
2.
یک نمونه از سنت های آخر سال گیلان را نام برده و به اختصار شرح دهید.
3. تاریخچه ی مراسم گل گل چهارشنبه به کدام روزگار برمی گردد؟

یادآوری:

حذف فعل به قرینه ی لفظی
گاهی برای جلوگیری از تکرار و زیبایی جمله یکی از فعل ها را در جمله حذف می کنند. این اتفاق فقط وقتی می افتد که فعل اول و دوم در مصدر همسان باشند. مانند:
عالم بی عمل به چه ماند؟ به زنبور بی عسل (ماند)
ادب از که آموخنی؟ از بی ادبان (آموختم)
هوا عظیم سرد بود و باد سرد (بود)

کارگاه درس پژوهی:
به طور گروهی درباره ی یکی از شاعران گیلک زبان تحقیق کرده و به صورت روزنامه دیواری به کلاس ارائه دهید.
لیستی از ده واژه ی فراموش شده از زبان گیلکی به همراه معنای فارسی تهیه کنید.


حفظ کنیم:

تاپر نزنی جه اَن قفس دانه نَری
سیمرغ نیبی بولنده جالانه نَری
پرواز تی حقه الوخه سایا نترس
هَن سایا اگرکی دس فادی شانه نَری

«سیدجلال قریشی»




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 22 آذر 1396 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد

کوچکترین نسیمت اگر یاریم کند

طی می کنم خزان بزرگ زمانه را

«حسین منزوی»




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 22 آذر 1396 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد

http://www.koodakonline.com/media/47/56a28a1601c445419a8316f2a95d452e/%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87.jpg

نهایت فرومایگى ست اگر رفتار آدمى محدود به «ترس از تنبیه» یا امید به پاداش باشد !


 آلبرت انیشتین




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 22 آذر 1396 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد
https://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/d/d3/Lust_for_Life_DVD_cover.png/220px-Lust_for_Life_DVD_cover.png

شور زندگی
نویسنده:
ایروینگ‌ استون‌
مترجم: محمد علی اسلامی ندوشن
انتشارات یزدان


نزدیک‌ چهل‌ سال‌ از ترجمه‌ این‌ داستان‌ می‌گذرد که‌ گمان‌ می‌کنم‌ که‌ یکی‌ از دلپذیرترین‌ کتابها در نزد ایرانیان‌ بوده‌ است‌. کم‌ کتابخوانی‌ هست‌ که‌ آن‌ را نخوانده‌ باشد. این‌ توفیق‌ به‌ لطف‌ قلم‌ نویسنده‌ کتاب‌ و محتوای‌ زندگی‌ کسی‌ به‌ دست‌ آمده‌ که‌ چهره‌ انسانی‌ بسیار محبوبی‌ به‌ بشریّت‌ عرضه‌ کرده‌ است‌.
نویسنده‌ کتاب‌ ایروینگ‌ استون‌ که‌ چندسال‌ پیش‌ زندگی‌ را ترک‌ گفت‌، تخصصّش‌ در نگارش‌ شرح‌ حال‌ داستانگونه‌ بزرگان‌ ادبی‌ و هنری‌ بود، و کسانی‌ را بر می‌ گزید که‌ سرشار بودند از عطش‌ زندگی‌. برای‌ این‌ منظور همه‌ سندها، گواهی‌ها، موزه‌ها و حتّی‌ شهرهای‌ مربوط‌ به‌ موضوع‌ را از زیر چشم‌ می‌گذراند.
قهرمان‌ این‌ کتاب‌ ون‌ گوگ‌ در پارسائی‌ و پاکبازی‌ و شوریده‌ سری‌، بعضی‌ از عارفان‌ ما را به‌ یاد می‌آورد که‌ وصف‌ آنها در «تذکره‌الاولیاء» عطاّر آمده‌ است‌. در مقدّمه‌ کتاب‌ آورده‌ام:
«ونسان‌ وان‌ گوگ‌ را تنها بدان‌ سبب‌ نمی‌شناسند که‌ نقاّش‌ چیره‌ دستی‌ بوده‌ است‌؛ بزرگی‌ زندگی‌ او کمتر از بزرگی‌ آثار او نیست‌. هماهنگی‌ در میان‌ هنر و زندگانی‌ او شگفت‌آور است‌.»
خود او در نامه‌ای‌ به‌ برادرش‌ نوشته‌: «آتشی‌ در وجود من‌ است‌ که‌ نمی‌توانم‌ بگذارمش‌ تا خاموش‌ شود.» حافظ‌ می‌گفت‌: «که‌ آتشی‌ که‌ نمیرد همیشه‌ در دل‌ ماست‌.» این‌ دو آتش‌ از یک‌ خانواده‌اند.

باز از دیباچه‌:

– «اگر از گذشته‌ به‌ معاصر بیائیم‌، آیا شخصیّت‌ ون‌ گوگ‌ را تا اندازه‌ای‌ یادآور صادق‌ هدایت‌ نمی‌بینیم‌، لااقل‌ در فرجام‌ مشابهی‌ که‌ داشتند؟ ون‌ گوگ‌ یک‌ غربیِ شرقی‌منش‌ بود، هدایت‌ یک‌ شرقیِ غربی‌منش‌. هر دو دستخوش‌ تکان‌ فرهنگی‌ای‌ بودند که‌ یکی‌ در نیمه‌ دوم‌ قرن‌ نوزدهم‌، اروپا را در برگرفت‌؛ و دیگری‌ در نیمه‌ اوّل‌ قرن‌ بیستم‌، ایران‌ را؛ و هر دو به‌ مثابه‌ ماهی‌ای‌ شدند که‌ از آب‌ خود جدا افتاده‌ باشد، غریب‌ در محیط‌ خویش‌. هدایت‌ نماینده‌ نسلی‌ قرار گرفت‌ که‌ نیمی‌ ایرانی‌ بود و نیمی‌ می‌خواست‌ فرنگی‌ باشد، و در هیچ‌ یک‌ از این‌ دو جا نیفتاد، و مرحوم‌ فردید او را صوفی‌ فرنگی می‌خواند. ون‌گوگ‌ نیز چنان‌ متفاوت‌ از دیگران‌ می‌زیست‌ که‌ او را دیوانه‌ می‌شمردند. پرده‌های‌ نقاّشی‌ او حالتی‌ شبیه‌ به‌ فضای‌ بوف‌ کور القاء می‌کنند. انتهای‌ زندگی‌ او و هدایت‌ از این‌ جهت‌ به‌ هم‌ شبیه‌ می‌شوند که‌ روغنی‌ که‌ در چراغ‌ زندگی‌ آنها بود، و آن‌ را روشن‌ نگاه‌ می‌داشت‌ ،ته‌ کشید، و ناگزیر چراغ‌ فرو مرد.
کسانی‌ که‌ شور زندگی را خوانده‌اند یا می‌خوانند، نوعی‌ احساس‌ همدلی‌ با هم‌ می‌یابند، و در یک‌ نقطه‌ به‌ هم‌ می‌رسند و آن‌ نقطه‌ همیشه‌ زنده‌ و همیشه‌ جان‌ سخت‌ انسانیّت‌ انسانهاست‌، در هر گوشه‌ و در هر زمان‌.
با آنکه‌ ترجمه‌ کار اصلی‌ من‌ نبود، روزهای‌ پرنشاطی‌ را بر سر این‌ کتاب‌ گذاردم‌ ، و اکنون‌ که‌ از نو کتاب‌ را مرور می‌کردم‌، با تعجّب‌ در خاطرم‌ گذشت‌ که‌ اگر این‌ زمان‌ می‌خواستم‌ آن‌ را ترجمه‌ کنم‌، به‌ این‌ خوبی‌ از عهده‌ بر نمی‌آمدم‌. آنچه‌ مسلّم‌ است‌ دیگر آن‌ صفحه‌ صافی‌ ذهن‌ و فراغت‌ گذشته‌ در کار نیست‌.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





موفقیت، مساوی با رسیدن به هدف نیست، بلکه خود سفر است.

تقدیر از دانش آموزان کوشا و پر تلاشم:

سونیا شانه چیان، پریا رستگار و محیا جیرودی

نایت اسکین







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




Image result for ‫شل سیلور استاین‬‎

شل سیلوراستاین
در 25 سپتامبر 1932 در شیکاگو متولد شد.

سیلوراستاین از کودکی استعداد ذاتی خاصی در نقاشی و نوشتن داشت. خودش بعدها در جایی می نویسد که این دو کار تنها اموری بودند که وی در آنها موفق بود:

"وقتی بچه بودم، حدود 12 الی 14 سالگی، بیشتر ترجیح دادم که یک بازیکن بیس بال باشم و یا با دوستانم معاشرت داشته باشم. اما بیس بال بلد نبودم و خوشبختانه دختران و پسران دور و برم هم چندان از من خوششان نمی آمد. در این مورد، کاری از دست من بر نمی آمد. بنابراین شروع به نوشتن و نقاشی کردم و خوشبختانه در این دو زمینه، کسی را نداشتم که از او تقلید کنم، و یا تحت تأثیرش قرار بگیرم. بنابراین کم کم به سبک خودم دست پیدا کردم و قبل از این که با آثار نویسندگان و هنرمندان دیگر آشنا شوم، مشغول کارهای خلاقانه شدم.


در واقع حدود سی سالگی بود که به طور جدی با آثار نویسندگان دیگر آشنا شدم. در آن زمان با وجود این که مورد توجه مردم قرار گرفته بودم، اما باز هم، کار را به هر چیز دیگر ترجیح می دادم، چون دیگر کار کردن برایم به شکل عادت درآمده بود."


معروف ترین آثار سیلور استاین، آثاری است که او برای کودکان نوشته است، هر چند بیشتر آثار او در گروه سنی خاصی نمی گنجد و به نظر می رسد که همه آدمها در هر سنی می توانند مخاطب او قرار بگیرند.

آثاری از او که در کتابفروشی های کودک به فروش می رسند هم از سوی مخاطبان بزرگسال مورد توجه زیادی قرار می گیرند و این از ویژگیهای خاص اشعار اوست که همه گروههای سنی می توانند با آن هم ذات پنداری کنند.

اشعار او، در عین برخورداری از عنصر طنز، صریح، ساده و تکان دهنده هستند و هر یک، جنبه ای از زندگی را از بعدی جدید، به نمایش می گذارند. بعدی که با نظریات شناخته شده فلسفی، روان شناختی و جامعه شناسی کاملاً تفاوت دارد و نوع نگاه و فلسفه جدیدی را به زندگی مطرح می کند،
فلسفه ای که در طی آن، انسان با ابزار طنز و سادگی، به درک صادقانه ای از خود و جهان پیرامونش نائل می شود.


سبک نگارش سیلوراستاین، سرشار از شور و انرژی و احساسی است. ویژگی اساسی نگاه او، آزادی و رهایی از هر گونه قید و بندی است که احساس و ادراک انسان را دچار قالبها و کلیشه های از پیش تعریف شده می کند.

خود او در مقدمه کتاب «چراغی زیر شیروانی» می گوید: "من آزادم، هر کجا که دلم می خواهد می روم و هر کاری که دلم می خواهد انجام می دهم و معتقدم هر کسی باید چنین زندگی کند. نباید به هیچ کس وابسته بود".

بسیاری از کسانی که فکر می کنند سیلوراستاین تنها نویسنده ای برای کودکان است، وقتی می فهمند که بزرگسالان بیشتر از کودکان، از آثار او استقبال می کنند، بسیار متعجب می شوند.

اما بزرگ ترها سیلوراستاین را بخشی از وجود خود می دانند. چرا که حرفهای ناگفته آنها را با زبان طنز بیان می کند. یکی از لقب هایی که در مورد سیلوراستاین داده شده این است: "مردی که کودکی اش را در چمدانی با خود می برد".

وقتی که سیلوراستاین در سال 1960، نخستین کتاب کودکش را به نام «درخت بخشنده» به چاپ رساند، خیلی زود به عنوان نویسنده موفق کودکان به شهرت رسید.

هجو، نوعی سادگی و نادانی ماهرانه و بازی استادانه با لغات، از ویژگی های کار اوست.
گویی که او با طبیعت انسان های هر سنی آشناست. برخلاف آنچه به نظر می رسد سیلوراستاین از ابتدا تصمیم نداشت نویسنده یا تصویر گر کتابهای کودکان شود.

اولین بار یکی از دوستانش سیلوراستاین را قانع کرد که برای کودکان بنویسد و اولین کتاب او "درخت بخشنده" که بعدها با موفقیت زیادی روبرو شد.

ابتدا توسط یک ویراستار مردود شناخته شد. چرا که به نظر می رسد کتاب میان ادبیات کودک و بزرگسال دست و پا می زند و چون مخاطب مشخصی ندارد، فروش خوبی نخواهد داشت.

البته بعدها هر دو گروه کودک و بزرگسال از این کتاب استقبال کردند و کتاب "رقصهای مختلف" که حاوی مجموعه شعرها و قصه هایی برای کودکان است نیز مورد توجه بزرگسالان قرار گرفت. نویسنده در این کتاب از ورای طنز، نگاهی به پوچی و هرج و مرج حاکم بر جامعه بزرگسالان دارد و همین موضوع جاذبه اصلی کتاب از دید بزرگترها است.

سیلوراستاین، با نگاه دو گانه و طنزآمیز خود، نویسنده ای است که تحت هیچ قالب معین و بر چسب خاصی نمی گنجد.

روح جسور و آزاد او هیچ گونه محدودیتی را بر نمی تابد و این سرزندگی مورد توجه هر انسانی با هر سن و موقعیتی قرار می گیرد.


سبک او، نو و منحصر به فرد است، چرا که به قول خودش: "خوشبختانه کسی در اطرافم نبود که از او تقلید کنم، پس راه خودم را دنبال کردم . . ."






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




قطعه گم شده تنها نشسته بود . . .
در انتظار کسی که از راه برسد
و او را با خود جایی ببرد  . . .

بعضی ها با او جور در می آمدند . . .

اما نمی توانستند قل بخورند


بعضی دیگر قل می خوردند
اما جور در نمی آمدند!
 


یکی از جور در آمدن چیزی نمی فهمید!!

 
دیگری از هیچ چیز چیزی نمی فهمید!

 


یکی زیادی ظریف بود

و وقتی تالاپی پایین افتاد . . .

 
یکی او را می ستود . . .
و می رفت پی کارش

 

بعضی ها بیش از اندازه قطعه گم شده داشتند



بعضی بیش از اندازه قطعه داشتند
تکمیل تکمیل !

او یاد گرفت که چگونه از چشم حریص ها خود را پنهان کند


باز هم با انواع دیگری روبه رو می شد
بعضی خیلی ریزبین بودند

 

بعضی ها در عالم خودشان بودند
و بی خیال می گذشتند، سلام !

 


فکر کرد برای توجه دیگران خود را بیاراید . . .

فایده ای نداشت!

این بار پر زرق و برق شد،
اما با این کار خجالتی ها از سر راهش فرار کردند

 

تا اینکه عاقبت یکی پیدا شد که کاملا جور در می آمد !

 

با هم جفت و جور شدند
 


اما ناگهان . . .
قطعه گم شده شروع کرد به رشد کردن !


و رشد کرد . . .



- من نمی دانستم تو رشد می کنی
قطعه گم شده جواب داد  :
 "من هم نمی دانستم "


- میروم پی قطعه گم شده خودم،
که بزرگ هم نمی شود . . .

 

روزها گذشت تا یک روز،
کسی آمد که با دیگران فرق داشت
قطعه گم شده پرسید : "از من چه می خواهی ؟"
- هیچ
- به من چه احتیاجی داری ؟
- هیچ
قطعه گم شده باز پرسید : "تو کی هستی ؟"
دایره بزرگ گفت : "من دایره بزرگم."
 



قطعه گم شده گفت :
"به گمانم تو همان کسی باشی که مدتهاست در انتظارش هستم. شاید من قطعه گمشده تو باشم"
دایره بزرگ گفت : " اما من قطعه ای گم نکرده ام و جایی برای جور در آمدن تو ندارم"
قطعه گم شده گفت : "حیف ! خیلی بد شد. چه قدر دلم می خواست با تو قل بخورم  . . ."
دایره بزرگ گفت : " تو نمی توانی با من قل بخوری ولی شاید خودت بتوانی تنهایی قل بخوری"

 


- تنهایی ؟!
نه، قطعه گمشده که نمی تواند تنهایی قل بخورد
دایره بزرگ پرسید : "تا به حال امتحان کرده ای ؟"
قطعه گم شده گفت :"آخر من گوشه های تیزی دارم. شکل من به درد قل خوردن نمی خورد"
دایره بزرگ گفت : "گوشه ها ساییده می شوند و شکل ها تغییر می کنند
خب، من باید بروم. خداحافظ !
شاید روزی به همدیگر برسیم . . ."
و قل خورد و رفت . .
 


 

 
قطعه گم شده باز تنها ماند
مدتی دراز در همان حال نشست


آن وقت . . .
آهسته . . .
آهسته . . .
خود را از یک سو بالا کشید . . .
 


تلپی افتاد


باز بلند شد . . . خودش را بالا کشید . . .
باز تالاپ . . .
شروع کرد به پیش رفتن . . .



و به زودی لبه هایش شروع کرد به ساییده شدن . . .
آن قدر از جایش بلند شد افتاد
بلند شد افتاد
بلند شد افتاد
 
تا شکلش کم کم عوض شد . . .


حالا به جای اینکه تلپی بیفتد، بامپی می افتاد . . .
و به جای اینکه بامپی بیفتد، بالا و پایین می پرید . . .
و به جای اینکه بالا و پایین بپرد، قل می خورد و می رفت . . .
نمی دانست به کجا، اما ناراحت هم نبود!


همین طور قل خورد و پیش رفت . . .


تا . . .

 پایان . . .



نتیجه :
به جای اینکه منتظر کسی باشی که بیاید و تو را کامل کند...

شهامت و جسارت تکمیل شدن را در خودت بیدار کن . . .

 افکار و دیدگاهت را به درستی تغییر بده . . .

 و انرژیت را در مسیر شکل دادن به خود به کار بگیر و در این راه تلاش کن . . .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 قبل از این‌كه خسته شوی استراحت كن.
تا حالا از خودتان پرسیده‌اید؛ آیا حدود ۱٠٠ دقیقه سر به زیر انداختن و یك روند به سوال‌ها پاسخ دادن كاری معقول و انسانی است؟ یك سوال دیگر: آیا ارتباطی بین خستگی مفرط ناشی از ۱٠٠ دقیقه نشستن پشت نیمكت و آزمون دادن با نفهمیدن صورت سوال‌های آسان و اشتباهات پی درپی غیرعلمی وجود دارد یا نه؟
بله؛ درست متوجه شده‌اید منظور ما این است كه نباید بدون استراحت‌های مقطعی و به موقع، یك روند و بی وقفه به تست‌ها پاسخ داد؛ زیرا:
الف) تمركزتان در هنگام خواندن سوال كم می شود.
ب) بعد از گذشت حدود یك ساعت مفاهیم سوالات آسان (سوالات متوسط و سخت كه جای خود دارد) را هم دیرتر خواهید فهمید.
پ)گرفتگی عضلات پشت و گردن باعث كلافه شدن شما می‌شود و از شادابی شما می كاهد.
ت) بعد از یك ساعت چشمانتان خسته شده، بعضی كلمات را درست تشخیص نمی دهید و در محاسبات ساده هم در می مانید.

تعداد كسانی كه در مقابل كلمه‌ی استراحت در آزمون، واكنش منفی نشان می دهند كم نیست و دلیل آن هم این است كه می خواهند حتی ثانیه‌ای را از دست ندهند. ولی به‌خاطر خستگی در جلسه امتحان بازدهی كارشان كم می شود و بی دقتی های مختلفی را كه در قسمت‌های قبل توضیح داده‌ایم مرتكب می شوند؛ مثلاً نیست را است می بینند یا گزینه‌ی درست را می یابند ولی در پاسخ‌برگ اشتباه وارد می كنند یا شماره‌ی تست‌ها را در پاسخ‌برگ جابه‌جا می زنند و . . .
پس پیشنهاد می كنیم كه:
۱. در شروع هر درس عمومی، نیم‌دقیقه سرتان را بالا بگیرید، چند نفس عمیق بكشد و در همان حالت نشسته با حركت‌های كششی (كش‌ و قوس دادن به اندامتان) خستگی خود را به در كنید. برای دروس اختصاصی یك دقیقه تنفس بهتر است. مطمئن باشید این نفس چاق كردن باعث بالا رفتن بازدهی و پایین آمدن اشتباهات غیرعلمی شما خواهد شد. این شعار كوهنوردان را فراموش نكنید كه می گویند: قبل از این‌كه خسته شوی استراحت كن. (در پاورقی ۲ حركت كششی را به شما توصیه كرده‌ایم.)

۲. اجرای شیوه‌ی صحیح استراحت كردن (مابین هر دو درس) شما را به توان و انرژی اولیه بازمی گرداند در حالی كه استراحت برای یك فرد خسته، خستگی او را رفع می كند ولی لزوماً او را به انرژی اولیه برنمی‌گرداند. برای آن‌كه بتوانید از مغزتان بهره‌ی بیشتری ببرید باید به آن غذا بدهید. می‌دانید كه غذای مغز گلوكز (قند) است. پس در هر آزمون تعدادی آب نبات كوچك یا شكلات مرغوب و خوش‌مزه همراه داشته باشید و قبل از پاسخ‌گویی به هر درس یكی را گوشه‌ی لپتان قرار دهید. در این صورت می توانید از آزمون‌ دادن لذت هم ببرید.

 فواید استفاده از این روش‌ها:
ـ افزایش حس رضایت‌مندی از آزمون به واسطه‌ی بالا رفتن بازدهی و تمركز خوبی كه به‌ وجود آمده است.
ـ از خمودگی شما جلوگیری كرده، باعث حفظ شادابیتان تا پایان آزمون می شود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




با سروین و تندیس عزیزم

آینه را به تنهایی دوست نداشتم
آینه را در آینه دوست داشتم
گفته بودند:
عمر آفتاب از مهتاب
بیشتر است
آفتاب را در خانه حبس کردم
در مهتاب
کنار باغچه‌ی انبوه از ریحان خفتم . . .

«احمد رضا احمدی»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 12 آذر 1396 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد

http://www.bytebacklaw.com/wp-content/uploads/sites/242/2015/04/arrow-bullseyeiStock_000043470790_Full.jpg

هدف انسان از زندگی مساله ای نیست که بشود راه رسیدن به آن را از طریق تابلوها و بیلبوردها پیدا کرد و کم هستند آنهایی که می دانند قصد دارند با زندگی شان چه کنند.

ممکن است از کودکی دوست داشته باشید که برای خودتان کسب و کاری داشته باشید، اما قطعا تصویر روشنی از آن کار در ذهنتان نداشته اید و در بسیاری از موارد به خیال پردازی در این رابطه پرداخته اید.

1. به زندگی خود گوش دهید!

بهترین راهکار برای برنامه ریزی آینده این است که نگاهی به گذشته خود بیاندازید. پیش از آنکه بگوییم می خواهیم با زندگی مان چه کنیم، باید به زندگی گوش دهیم تا به ما بگوید که هستیم.

اما نکته مهم در این تاکتیک این است که بیشتر در مورد دستاوردها و ناکامی های خود در گذشته آگاهی کسب کنید و به دنبال رشته یا الگویی متحد و یکپارچه بگردید که در تجربیات گذشته شما ثابت بوده و مطابق با مهارت ها و علایق تان است.

تردیدی نیست که تشخیص این رشته و الگوی یکپارچه می تواند به شما انرژی مضاعف بدهد. با نگاه به گذشته می توانید فعالیت هایی که باید از انجامشان خودداری می کردید را تشخیص دهید چراکه آن فعالیت ها مانع پیشرفت شما شده یا ضعف هایتان را پررنگ تر کرده اند.

اینکه گذشته یک فرد لزوما آینده او را مشخص کند، امری بی پایه و اساس است اما با نگاهی به آن، می توان آینده را تغییر داد!

2. کارآموزی تصادفی . . .

هیچکس نمی تواند به تنهایی به موفقیت دست پیدا کرده یا هدف زندگی اش را تشخیص دهد و این فرایندی است که راهنمایی تیمی از مربیان را می طلبد. این راهنمایی همواره در پیرامون ما وجود دارد اما از آن غافل هستیم.

داستان موفقیت ها، داستان جامعه است. برخی از افراد به صورت خواسته و دانسته به شما کمک می کنند و برخی هم به طور کاملا تصادفی در آموزش شما نقش پیدا می کنند و اگر به اندازه کافی خردمند باشید از همه آنها استفاده می کنید.

هر کدام از ما سفری منحصر بفرد داریم؛ سفری که مملو از معلم و استاد است. اما وظیفه مان این نیست که به دنبال آنها باشیم بلکه باید پس از آنکه به زندگی مان راه پیدا کردند آنها را بشناسیم چراکه در اغلب اوقات، این افراد به ما نزدیک تر از چیزی هستند که تصورش را می کنیم.

3. برای سختی کشیدن آماده شوید!

برخی تصور می کنند که پس از مشخص کردن هدف، رسیدن به آن صرفا به خاطر وجود علاقه و توانمندی برایشان آسان خواهد بود، در حالی که اینگونه نیست.

در واقع رسیدن به آن سطح فوق العاده و هدف غایی امری دشوار خواهد بود اما همان تلاش و تقلایی که برای رسیدن به درجه استادی و مهارت از خود به خرج خواهید داد هم می تواند به شما انرژی داده و برای رسیدن به تکامل آماده تان کند.

درست مانند ورزشکاران، موسیقیدانان یا هنرمندان حرفه ای، باید برای رسیدن به هدف، خود را به سختی بیاندازید در غیر این صورت نمی توانید به مرحله مهارت و استادی برسید.

کار دشوار به هیچ وجه جالب نیست اما برای روشن شدن هدف و دستیابی به آن، لازم است. نکته کلیدی این است که توانمندی های خود را بیابید و مشخص نمایید که این توانایی ها تا چه اندازه با نیازهای دیگران ارتباط دارند. برای یافتن نقطه تقاطع توانمندی های خود و نیازهای دیگران کافی است که به سه سوال زیر پاسخ دهید:

1- من چه چیزی دوست دارم؟

2- چه کاری را خوب انجام می دهم؟

3- دنیا به چه حرفه ای نیاز دارد؟

با پاسخ دادن به این سه پرسش، شما نه یک شغل یا حرفه، بلکه هدفی واضح و روشن برای زندگی تان خواهید داشت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 6 آذر 1396 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد
دانش آموزان عزیزم فراموش نکنید که فردا زنگ ورزش برای رفتن به سالن آماده باشید، لباس ورزشی یادتون نره!

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




لذت یادگیری ، فرد را به دانش آموزی برای تمام عمر تبدیل می کند. در درون هر استاد بزرگ ، استاد بزرگتری نهفته است که فقط دانش آموزان توانا ، او را کشف می کنند . . .
با تشکر از همراهی اولیاء گرامی و دانش آموزان عزیزم

نایت اسکین


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 43 )    1   2   3   4   5   6   7   ...