وبلاگ تخصصی كلاس ششم
آموزش چیز عجیبی است: می‌تواند انسان درون ما را زنده کند و می‌تواند انسان درون ما را زنده به گور کند . . . «پائولو فریره»
                                                        
درباره وبلاگ

فرزانه خرمی راد

رشته تحصیلی: دبیری ریاضی
مدیر وبلاگ : فرزانه خرمی راد
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 2 فروردین 1397 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد
https://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/d/d3/Lust_for_Life_DVD_cover.png/220px-Lust_for_Life_DVD_cover.png

شور زندگی
نویسنده:
ایروینگ‌ استون‌
مترجم: محمد علی اسلامی ندوشن
انتشارات یزدان


نزدیک‌ چهل‌ سال‌ از ترجمه‌ این‌ داستان‌ می‌گذرد که‌ گمان‌ می‌کنم‌ که‌ یکی‌ از دلپذیرترین‌ کتابها در نزد ایرانیان‌ بوده‌ است‌. کم‌ کتابخوانی‌ هست‌ که‌ آن‌ را نخوانده‌ باشد. این‌ توفیق‌ به‌ لطف‌ قلم‌ نویسنده‌ کتاب‌ و محتوای‌ زندگی‌ کسی‌ به‌ دست‌ آمده‌ که‌ چهره‌ انسانی‌ بسیار محبوبی‌ به‌ بشریّت‌ عرضه‌ کرده‌ است‌.
نویسنده‌ کتاب‌ ایروینگ‌ استون‌ که‌ چندسال‌ پیش‌ زندگی‌ را ترک‌ گفت‌، تخصصّش‌ در نگارش‌ شرح‌ حال‌ داستانگونه‌ بزرگان‌ ادبی‌ و هنری‌ بود، و کسانی‌ را بر می‌ گزید که‌ سرشار بودند از عطش‌ زندگی‌. برای‌ این‌ منظور همه‌ سندها، گواهی‌ها، موزه‌ها و حتّی‌ شهرهای‌ مربوط‌ به‌ موضوع‌ را از زیر چشم‌ می‌گذراند.
قهرمان‌ این‌ کتاب‌ ون‌ گوگ‌ در پارسائی‌ و پاکبازی‌ و شوریده‌ سری‌، بعضی‌ از عارفان‌ ما را به‌ یاد می‌آورد که‌ وصف‌ آنها در «تذکره‌الاولیاء» عطاّر آمده‌ است‌. در مقدّمه‌ کتاب‌ آورده‌ام:
«ونسان‌ وان‌ گوگ‌ را تنها بدان‌ سبب‌ نمی‌شناسند که‌ نقاّش‌ چیره‌ دستی‌ بوده‌ است‌؛ بزرگی‌ زندگی‌ او کمتر از بزرگی‌ آثار او نیست‌. هماهنگی‌ در میان‌ هنر و زندگانی‌ او شگفت‌آور است‌.»
خود او در نامه‌ای‌ به‌ برادرش‌ نوشته‌: «آتشی‌ در وجود من‌ است‌ که‌ نمی‌توانم‌ بگذارمش‌ تا خاموش‌ شود.» حافظ‌ می‌گفت‌: «که‌ آتشی‌ که‌ نمیرد همیشه‌ در دل‌ ماست‌.» این‌ دو آتش‌ از یک‌ خانواده‌اند.

باز از دیباچه‌:

– «اگر از گذشته‌ به‌ معاصر بیائیم‌، آیا شخصیّت‌ ون‌ گوگ‌ را تا اندازه‌ای‌ یادآور صادق‌ هدایت‌ نمی‌بینیم‌، لااقل‌ در فرجام‌ مشابهی‌ که‌ داشتند؟ ون‌ گوگ‌ یک‌ غربیِ شرقی‌منش‌ بود، هدایت‌ یک‌ شرقیِ غربی‌منش‌. هر دو دستخوش‌ تکان‌ فرهنگی‌ای‌ بودند که‌ یکی‌ در نیمه‌ دوم‌ قرن‌ نوزدهم‌، اروپا را در برگرفت‌؛ و دیگری‌ در نیمه‌ اوّل‌ قرن‌ بیستم‌، ایران‌ را؛ و هر دو به‌ مثابه‌ ماهی‌ای‌ شدند که‌ از آب‌ خود جدا افتاده‌ باشد، غریب‌ در محیط‌ خویش‌. هدایت‌ نماینده‌ نسلی‌ قرار گرفت‌ که‌ نیمی‌ ایرانی‌ بود و نیمی‌ می‌خواست‌ فرنگی‌ باشد، و در هیچ‌ یک‌ از این‌ دو جا نیفتاد، و مرحوم‌ فردید او را صوفی‌ فرنگی می‌خواند. ون‌گوگ‌ نیز چنان‌ متفاوت‌ از دیگران‌ می‌زیست‌ که‌ او را دیوانه‌ می‌شمردند. پرده‌های‌ نقاّشی‌ او حالتی‌ شبیه‌ به‌ فضای‌ بوف‌ کور القاء می‌کنند. انتهای‌ زندگی‌ او و هدایت‌ از این‌ جهت‌ به‌ هم‌ شبیه‌ می‌شوند که‌ روغنی‌ که‌ در چراغ‌ زندگی‌ آنها بود، و آن‌ را روشن‌ نگاه‌ می‌داشت‌ ،ته‌ کشید، و ناگزیر چراغ‌ فرو مرد.
کسانی‌ که‌ شور زندگی را خوانده‌اند یا می‌خوانند، نوعی‌ احساس‌ همدلی‌ با هم‌ می‌یابند، و در یک‌ نقطه‌ به‌ هم‌ می‌رسند و آن‌ نقطه‌ همیشه‌ زنده‌ و همیشه‌ جان‌ سخت‌ انسانیّت‌ انسانهاست‌، در هر گوشه‌ و در هر زمان‌.
با آنکه‌ ترجمه‌ کار اصلی‌ من‌ نبود، روزهای‌ پرنشاطی‌ را بر سر این‌ کتاب‌ گذاردم‌ ، و اکنون‌ که‌ از نو کتاب‌ را مرور می‌کردم‌، با تعجّب‌ در خاطرم‌ گذشت‌ که‌ اگر این‌ زمان‌ می‌خواستم‌ آن‌ را ترجمه‌ کنم‌، به‌ این‌ خوبی‌ از عهده‌ بر نمی‌آمدم‌. آنچه‌ مسلّم‌ است‌ دیگر آن‌ صفحه‌ صافی‌ ذهن‌ و فراغت‌ گذشته‌ در کار نیست‌.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 3 فروردین 1397 02:39 ق.ظ
سلام خانم معلم آیا ما برای عید باید کتابی بگیریم؟
فرزانه خرمی راد
سلام عزیزم
من دوست داشتم کتاب شور زندگی رو بخونید اما آزاد گذاشتم که هرکس دوست داره مطالعه کنه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.