وبلاگ تخصصی كلاس ششم
آموزش چیز عجیبی است: می‌تواند انسان درون ما را زنده کند و می‌تواند انسان درون ما را زنده به گور کند . . . «پائولو فریره»
                                                        
درباره وبلاگ

فرزانه خرمی راد

رشته تحصیلی: دبیری ریاضی
مدیر وبلاگ : فرزانه خرمی راد
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 14 اسفند 1396 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد

مارکز

در گشت‌و‌گذار کتاب‌فروشی‌ها، ناگهان به ماجرایی ختم شد که این گزارش محصول آن است. تصویری از کتابی عجیب که هیچ چیزش با هیچ چیزش جور درنمی‌آمد.
کتاب‌فروش کتابی را روی پیشخوان گذاشته بود با عنوان «عشق سال‌های وبا» که یکی از معروف‌ترین آثار "مارکز" است. منتها نکته قابل تأمل این بود که تصویر جلد کتاب چیزی نبود که پیش از این دیده باشم. تصویری بود که قاعدتاً روی کتابی که مجوز گرفته در ایران نمی‌بینید. می‌شود گفت ممیزخور آن بالا بود و امکان نداشت وزارت ارشاد به این طرح جلد مجوز داده باشد.
روی جلد آن هم نوشته بود: «ترجمه بهمن فرزانه»! در حالی که ترجمه مرحوم فرزانه از این کتاب، نام دیگری دارد، با عنوان «عشق در زمان وبا» که نشر "ققنوس" آن را چاپ کرده و اصلاً چنین طرح جلدی ندارد.
کنجکاو شدم و کتاب را باز کردم و عجایب‌الغرائبی دیدم که فقط در ایران می‌شود نمونه‌اش را دید!
بالای صفحه داخل نوشته بود «موسسه انتشارات گردون» در حالی که نشر گردون اصلاً در ایران فعالیت ندارد!!!
گفتم لابد رمان را به شکل غیرقانونی  توزیع کرده‌اند. اما مشخصات دیگر عجیب‌تر بود. پایین‌تر در سال چاپ نوشته بود: «۱۳۵۲»، در حالی که «عشق سال‌های وبا» اصلاً در آن سال هنوز نوشته نشده بود!
تاریخ اولین انتشار رمان برمی‌گردد به سال ۱۹۸۵ میلادی یعنی حدود ۱۳۶۴ هجری شمسی. بنابراین سال چاپ هم جعلی بود!
از کتاب‌فروش که پرسیدم ابزار بی‌اطلاعی کرد؛ اما به نظرم رسید که چیزهایی هم می‌داند و کتمان می‌کند.
همان لحظه متوجه شدم که تولید این کتاب با این طرح جلد و چنین جعلی در تاریخ نشر باید کار قاچاقچی ‌های کتاب باشد. کتاب‌فروش هم در واقع برای این‌که نگوید از چه کسی این کتاب را خریده و در حال فروش آن است، خودش را به تجاهل می‌زد.

ماجرا وقتی جالب‌تر شد که نام طرح جلد را دیدم. نوشته بود: «طرح جلد: مرتضی ممیز»! تخصصی در هنرهای تجسمی و طراحی و امثال آن ندارم، اما به هر حال با آثار زنده‌یاد ممیز آشنا هستم و اصلاً این چه ربطی داشت به آن؟! خلاصه که مطمئن شدم با کتابی !!جعل اندر جعل!! مواجه هستم.
اما واقعاً چنین تخلفی چرا صورت می‌گیرد؟ ماجرا از این قرار است که قاچاقچیان کتاب جدیداً به ترفندی تازه متوسل شده‌اند. مبنی بر این‌که متن ترجمه یکی از کتاب‌های ناشر را کپی می‌کنند، طرح جلدی منشوری روی کتاب می‌زنند، آن را به شکل غیرقانونی چاپ می کنند و به کتاب‌ فروش‌های ناآشنا یامتخلف می‌دهند. به این ترتیب، خواننده ی بیچاره با دیدن چنین ترفندی و چنین کتابی فکر می‌کند، متن اصلی و غیر سانسوری کتاب را خواهد خرید؛ در حالی که تنها بسته‌بندی آن عوض شده است و هیچ‌چیزی نه کسر شده نه اضافه.
با این حال، همچنان نمی‌دانستم این «عشق سال‌های وبا»یی که در دست دارم، ترجمه چه کسی است؟ آیا ترجمه زنده‌یاد "بهمن فرزانه" است یا ترجمه هم جعلی‌ است؟؟!!


یاسر نوروزی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.