وبلاگ تخصصی كلاس ششم
آموزش چیز عجیبی است: می‌تواند انسان درون ما را زنده کند و می‌تواند انسان درون ما را زنده به گور کند . . . «پائولو فریره»
                                                        
درباره وبلاگ

فرزانه خرمی راد

رشته تحصیلی: دبیری ریاضی
مدیر وبلاگ : فرزانه خرمی راد
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
موضوع: اگر قرار بود روی ابرها زندگی کنی، چه چیزهایی را همراه خود می بردی؟

اگر قرار بود روی ابرها زندگی ڪـنم تمام رویاهایم واقعی می شد. زندگـی برایم مثل رویایی می شد که هیچ خط پایانی ندارد و انگار به خواب ابدی فرورفته ام و ڪل زندگی من خواب و رویاســــــــــــــــت.
اگر این رویا واقعی بود حتما چندین ڪتاب میبردم و در آسمان میخواندم و یا حتی ڪتاب هایی از جنس حقیقت مینوشتم اما ڪسی باور نمیڪرد داستان دختری را که روی ابرها زندگی میڪند ڪمی مضحڪــــــ میشــــد. چند بذر گل با خود میبردم و هر روز با آنها حرف میزدم و بزرگشان میڪردم.ڪسی چه میداند شاید جاذبه ی ڪـــم آسمان باعث میشد حتی گل ها به حرف بیایند. شاید ،حتی از من تشڪر ڪنند ڪـــــه آنها را در باغچه ی آسمانی و ڪنار ابرها ڪاشتم تا از وضعیت بد زمین و آدم های بی ملاحظه ای که آنها را لگـــد میڪـنند دور ڪردم تا یک عمر سالم زندگی ڪنند.
حتما با خودم تمبر، پاڪت،ڪاغذ و خودڪار میبردم تا از خاطراتم در ڪـنار ابرها بنویسم و برای دوستان و اطرافیانم بفرستم، شاید از خود بپرسید چگونه آنها را به گیرنده میرسانم ، شاید به نظر مسخره باشد اما من به پرنده ها آموزش میدام تا نامه هارا به گیرنده برسانند.
امــــــا حیف که چنین چیزی وجود ندارد که فردی جز خـــــــــدا در آسمان زندگی کند، حتی پرنده ها هم نمیتوانند تا آن بالاها پرواز ڪنند.
عسل نوروزی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 10 مهر 1397 10:43 ق.ظ
گاهی محیط اجبار میکند

که دائم به بعضی ها لبخند بزنم..

گاش میحط اجازه میداد

"یک مشت بزنم"
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.