وبلاگ تخصصی كلاس ششم
آموزش چیز عجیبی است: می‌تواند انسان درون ما را زنده کند و می‌تواند انسان درون ما را زنده به گور کند . . . «پائولو فریره»
                                                        
درباره وبلاگ

فرزانه خرمی راد

رشته تحصیلی: دبیری ریاضی
مدیر وبلاگ : فرزانه خرمی راد
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Image result for 10


نباید ایمان خود به بشریت را از دست بدهید. اگر چند قطره از آب اقیانوس آلوده شود کل اقیانوس  آلوده نمی گردد.

فاصله بین آنچه انجام می دهیم و آنچه توانایی انجامش را داریم برای حل بیشتر مشکلات جهان کافی خواهد بود.

ماهاتما گاندی نیازی به معرفی ندارد. همه مردی را که رهبری ملت هند برای استقلال از سلطه انگلیس در سال ۱۹۴۷ بر عهده داشت می شناسند.

(روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)

۱. خودتان را تغییر دهید.

“شما باید مظهر تغییری باشید که می خواهید در جهان ببینید.”

“به عنوان انسان بزرگترین دروغ ما در مورد توانایی مان در ساخت دوباره جهان نیست – این افسانه عصر اتم است. بلکه توانایی ما در ساخت مجدد خودمان است.”

اگر خود را تغییر دهید جهان خود را نیز تغییر می دهید. اگر شیوه تفکرتان را تغییر دهید می توانید احساسات و اعمالتان را تغییر دهید و بنابراین جهان اطراف شما نیز تغییر می کند. نه تنها به این دلیل که اکنون شما اطرافتان را با فکر و احساسات تازه ای می نگرید بلکه به این دلیل که این تغییر می تواند به شما کمک کند تا دست به عمل بزنید به شیوه ای که قبلا فکر آن را نمی کردید- یا حتی در مورد آن فکر هم کرده بودید- ولی غرق در الگوهای فکری قدیمی خود بودید.

و مشکلی که با تغییر جهان بیرونی بدون تغییر خودتان با آن مواجه می شوید این است که وقتی به تغییری که شدیدا در پی آن بودید می رسید شما همچنان خود شما هستید. شما همچنان کاستی ها، خشم، منفی بافی ، گرایش به تخریب خود و غیره را با خود به همراه دارید.

و بنابراین در این موقعیت جدید شما آنچه را که در آرزوی آن بودید نخواهید یافت زیرا ذهن شما هنوز انباشته از چیزهای منفی است. و اگر تغییر بیشتری ایجاد کنید بدون اینکه کمی بینش نسبت به آن داشته باشید و از خود قبلی تان فاصله گرفته باشید ممکن است این حس بیشتر و قوی تر باشد. از آنجایی که خود قبلی شما علاقه به تفکیک چیزها، یافتن دشمنان و جدایی دارد ممکن است برای ایجاد مشکلات بیشتر شروع به تلاش کند و زندگی و دنیای شما را دچار کشمکش کند.

۲. شما تحت کنترل هستید.

“هیچ کس بدون اجازه من نمی تواند مرا آزرده کند.”

احساس شما و واکنش شما چیزهایی است که همیشه به شما بستگی دارد. ممکن است یک روش نرمال و معمول برای واکنش در برابر چیزهای مختلف وجود داشته باشد. اما بیشتر مواقع راه های دیگری نیز وجود دارد.

شما می توانید اندیشه ها، واکنش ها یا احساسات تان را تقریبا در مورد هر چیزی  انتخاب کنید. نباید هیجان زده شوید، رفتار اغراق آمیزی انجام دهید یا به صورت منفی واکنش نشان دهید. البته ممکن است همیشه و بلافاصله اینگونه نباشد.  بعضی اوقات یک حرکت بدون تفکر انجام می شود. یا یک تفکر کهنه نمایان می گردد.

وقتی بفهمید که هیچ چیز بیرونی نمی تواند احساس شما را کنترل کند می توانید به تدریج این اندیشه را به زندگی روزانه خود وارد و آن را تبدیل به یک عادت کنید. عادتی که می تواند به مرور زمان قوی تر و قوی تر شود. با اینکار زندگی بسیار آسان تر و دلپذیرتر می گردد.

۳. ببخشید و رها کنید.

“شخص ضعیف هرگز نمی بخشد. عفو و بخشش نشانه قدرت است.”

“چشم در برابر چشم تنها باعث کور شدن کل دنیا می شود.”

جنگ با بدی با روش اشتباه به هیچ کس کمکی نمی کند. و همانطور که در نکته قبلی گفته شد، این شمایید که انتخاب می کنید چگونه واکنشی نشان دهید. وقتی این تفکر را هر چه بیشتر وارد زندگی تان کنید می توانید به طریقی دست به عمل بزنید که برای خودتان و دیگران مفید باشد.

شما می فهمید که بخشش و رها کردن گذشته باعث کمک به شما و مردم جهانتان می شود. و صرف وقت در خاطرات منفی بعد ازاینکه از آن تجربه درس گرفتید دیگر کمکی به شما نخواهد کرد. تفکر در گذشته فقط باعث می شود که شما بیشتر رنج ببرید و نتوانید در حال حاضر دست به عمل بزنید.

اگر نبخشید به گذشته و یک شخص دیگر اجازه می دهید که احساسات تان را در دست گیرد. با عفو و بخشش خود را از این بندها رها کنید. بعد از آن می توانید کاملا روی مرحله بعدی تمرکز کنید.

۴. بدون عمل به جایی نمی رسید.

“یک مثقال عمل بهتر است از یک خروار حرف.”

بدون اینکه دست به کار شوید کار خیلی کمی انجام می شود. البته اهل عمل بودن سخت و دشوار است. ممکن است مقداری مقاومت درونی وجود داشته باشد.

و همانطور که گاندی گفت ممکن است فقط حرف بزنید. یا به صورت بی پایان درس بخوانید و مطالعه کنید. و فکر کنید که به سمت جلو در حرکتید. اما در زندگی واقعی نتایج کمی کسب کرده باشید.

۵. به این لحظه توجه کنید.

من نمی خواهم آینده را پیش بینی کنم. من می خواهم به زمان حال توجه کنم. خدا هیچ قدرتی برای کنترل لحظه دیگر به من نداده است.

بهترین راهی که برای غلبه بر این مقاومت درونی که اغلب باعث می شود کاری انجام ندهیم این است که در زمان حال باقی بمانیم و تا حد امکان شرایط را بپذیریم.

چرا؟ زیرا زمانی که شما در زمان حال به سر می برید در مورد لحظات بعدی که تحت کنترل شما نیستند، نگرانی ندارید. و این مقاومت که از انجام  هرگونه عملی جلوگیری می کند، قدرتش را در نتیجه تصور نتایج منفی در آینده – یا شکستهای قبلی- از دست می دهد. و بنابراین راحت تر می توانیم هم وارد عمل شویم و هم بر زمان حاضر تمرکز کنیم و بهتر عمل کنیم.

۶. همه انسانیم.

“من ادعا می کنم که یک شخص ساده و قابل اطمینان هستم که مانند همه انسان ها خطا می کنم. همچنین اقرار می کنم که آن قدر فروتنی دارم که به خطاهایم اعتراف کنم و قدم هایم را اصلاح کنم. “

“عاقلانه نیست که خیلی از هوش و درایت یک نفر مطمئن باشیم. درست این است که به خاطر داشته باشیم که قویترین ها ممکن است ضعیف عمل کنند و عاقل ترین ها اشتباه کنند.”

وقتی شروع به اسطوره ساختن از افراد کنید- حتی اگر کارهای خارق العاده ای انجام داده باشند- این خطر وجود دارد که دیگر نتوانید با آنها ارتباط برقرار کنید. ممکن است کم کم فکر کنید که شما هرگز نمی توانید به چیزهای مشابه آنها دست یابید زیرا آنها خیلی متفاوت هستند. بنابراین مهم است که به یاد داشته باشید همه ما گذشته از اینکه چه کسی هستم انسانیم.

و من فکر می کنم لازم است از یاد نبریم که همه ما انسانیم و مستعد اشتباه. تعریف یک استاندارد غیر منطقی برای افراد فقط باعث ایجاد درگیری های غیر ضروری در دنیای شما و منفی بافی در وجودتان می شود.

باید به یاد داشته باشید که دوری از عادت بد خودتخریبی در اشتباهاتتان باعث موفقیت های بعدی می شود. و به جای آن به وضوح می توانید ببینید که کجا اشتباه کردید و چه چیزی می توانید از این اشتباه بیاموزید. و سپس دوباره تلاش کنید.

۷. پایداری

“ابتدا شما را نادیده می گیرند، بعد به شما می خندند، سپس با شما مبارزه می کنند و در آخر شما پیروز می شوید.”

پایدار و محکم باشید. در آینده مخالفت های اطرافتان کمرنگ و نابود می شود. و مقاومت درونی شما و خود تخریبی که می خواهد شما را عقب نگهدارد و از پیشرفت تان جلوگیری کند روز به روز ضعیف تر می شوند.

دلیل این که گاندی در روش بدون خشونت خود موفق شد این بود که او و یارانش بسیار سرسخت بودند. آنها تسلیم نشدند.

موفقیت و پیروزی به ندرت با آن سرعتی که می خواهید به دست می آید. فکر می کنم یکی از دلایلی که افراد به آنچه که می خواهند نمی رسند این است که آنها خیلی زود خسته می شوند. زمانی که آنها فکر می کنند برای رسیدن به موفقیت کافی است معمولا به همان میزانی نیست که واقعا برای رسیدن به هدف لازم است. این عقیده اشتباه تا حدودی ناشی از جهانی است که در آن زندگی می کنیم. جهانی پر از قرص های جادویی که به صورت مداوم تبلیغ می شوند و به ما قول می دهند درطی ۳۰ روز می توانیم وزن زیادی کم کنیم یا پول زیادی به دست بیاوریم.

سرانجام نکته مفیدی که باعث پایداری شما می شود این است که به جمله سوم گاندی در ابتدای مقاله توجه کنید و شوخ طبع باشید. این کار باعث می شود که در سخت ترین زمان ها نیز انجام کارها راحت باشد.

۸. خوبی مردم را ببینید و به آنها کمک کنید.

“من فقط به جنبه های خوب انسان ها توجه می کنم. از آنجایی که خودم بی عیب و نقص  نیستم، علاقه ای به کشف خطاهای دیگران ندارم.”

“انسان دقیقا به اندازه ای بزرگ می شود که برای کمک به طرفدارانش تلاش می کند.”

“زمانی فکر می کردم رهبری با زور انجام می شود اما امروز معنای آن برای من همراهی با مردم است.”

بیشتر وقت ها افراد ویژگی های خوبی دارند و همچنین ممکن است بعضی ویژگی هایشان چندان خوب نباشد. اما شما می توانید تصمیم بگیرید که به کدام توجه کنید. اگر به دنبال پیشرفت هستید روی خوبی افراد تمرکز کنید. این کار باعث می شود که زندگی برای شما آسان تر شود همزمان که دنیا و روابط تان مثبت تر و دلپذیرتر می شود.

و زمانی که شما خوبی افراد را می بینید کمک کردن به آنها برای شما راحت تر می شود. با کمک به دیگران و با ارزش دادن به آنها شما فقط زندگی آنها را بهتر نمی کنید؛ در طی زمان آنچه را داده اید دوباره بدست می آورید. و افرادی که به آنها کمک کرده اید ممکن است علاقه بیشتری به کمک به دیگران داشته باشند. و درنتیجه شما با هم چرخه ای از تغییرات مثبت ایجاد می کنید که رشد می کند و قوی تر می شود.

با تقویت مهارت های اجتماعی تان می توانید شخص با نفوذی شوید و این چرخه رو به جلو را تقویت کنید.

۹. هماهنگ و قابل اعتماد باشید خودواقعی تان باشید و تظاهر نکنید.

“شادکامی زمانی حاصل می شود که تفکر، گفتار و کردار شما هماهنگ باشد.”

“همیشه بین اندیشه، گفتار و کردارتان هماهنگی ایجاد کنید. همیشه در پی پالودن ذهنتان باشید و خواهید دید که همه چیز درست خواهد شد.”

فکر می کنم یکی از بهترین نکات برای بهبود مهارت های اجتماعی شما رفتار یکسان و ارتباط بر اساس اعتماد است. به نظر می رسد افراد واقعا به ارتباط درست و اطمینان بخش علاقه دارند. و زمانی که اندیشه، گفتار و کردار شما در یک راستا باشد به لذت درونی بالایی می رسید. شما در مورد خودتان احساس قدرت و شایستگی می کنید.

زمانی که افکار و گفتارتان در یک جهت باشد در ارتباطات خود را نشان می دهد. زیرا اکنون آهنگ صدا و زبان بدن با کلمات شما – که عده ای معتقدند ۹۰ درصد ارتباط است- هماهنگ است.

وقتی این هماهنگی نمود پیدا کند افراد علاقه مند می شوند که واقعا به آنچه می گویید گوش کنند و شما بدون هیچ گونه ناهماهنگی، پیام های پیچیده و یا شاید تا حدودی نادرست با دیگران ارتباط برقرار می کنید.

همچنین اگر اعمال شما با آنچه فکر می کنید و بر زبان می آورید یکسان نباشد کم کم باور خودتان و کسانی که به شما ایمان دارند در مورد آنچه می توانید انجام دهید خدشه دار می شود.

۱۰. رشد کنید و به تعالی برسید.

پیشرفت مداوم قانون زندگی است، و کسی که همیشه به دنبال حفظ عقاید خود است تا پایدار و استوار به نظر برسند، خود را در جایگاه غلطی قرار داده است.

شما همیشه می توانید توانایی ها و عادت هایتان را بهبود ببخشید و خود را مجددا مورد ارزیابی قرار دهید. شما می توانید درک عمیق تری از خود و جهانتان بدست آورید.

مطمئنا ممکن است گاهی ناپایدار و نامطمئن به نظر برسید یا اینکه ندانید چه کار دارید می کنید. ممکن است در هماهنگ عمل کردن و برقراری ارتباط مطمئن مشکل داشته باشید. همانطور که گاندی گفت ممکن است خود را در موقعیت اشتباهی قرار دهید. جایی که شما سعی می کنید نظرات و عقاید قدیمی تان را تقویت کنید یا به آن ها بچسبید تا محکم و استوار به نظر برسید در حالی که می دانید یک جای کار اشتباه است. که البته بودن در چنین جایگاهی دلچسب نیست. رشد و بالندگی گزینه بهتر و شادتری برای انتخاب است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 6 آذر 1396 06:55 ب.ظ
سلام خانم معلم
میشه زحمت بکشین تکالیف امروزو رو بگذارید
فرزانه خرمی راد
سلام آوین جان
امیدوارم حالت بهتر شده باشه
فردا بررسی علوم و ریاضی درس آزمون رو خواهیم داشت، سعی کن ریاضی رو حل کنی
مطالعات درس جدید رو میپرسم، نمودارش رو رسم کن، در ضمن نمودار درس کارخانه ی کاغذ سازی 1 رو هم میخوام
دوشنبه 6 آذر 1396 06:12 ب.ظ
سلام خانم معلم

ما باید ریاضی ها رو حلشون بکنیم
فرزانه خرمی راد
سلام عزیزم
بله تا جایی که میتونید حل کنید
چهارشنبه 3 آذر 1395 06:54 ب.ظ
سلام خانم معلم عزیزم...
عصر چهارشنبتون بخیر....
اوّل که دیدم برفه به یاد شما افتادم...
گفتم الان خانم یه خورده استراحت می کنه...
من اوّلین حرفی که از گاندی شنیدم،این بود...
《اگر جرات زدن حرف حق را نداری،لااقل برای آنهایی که حرف ناحق میزنند دست نزن》
از اون موقع است که خیلی از صحبت هاش خیلی خوشم میاد...واقعاً انسان بزرگی بود.
ازتون بابت وقتی که می گذارید ممنونم.

فرزانه خرمی راد
سلام آوا جانم
صبح پنج شنبت بخیر و شادی
اینجا هم برف شروع به باریدن کرده.
واقعا جمله ی تأثیرگذاری بود و من همیشه سرگشته ی این به صلح رسیدنش با دنیا بودم.
چهارشنبه 3 آذر 1395 01:40 ب.ظ
سلام خانم معلم با اینکه بعد از مدرسه خسته هستیدو از وقت خود میزنید وبرای ما مطالب خوبی از گاندی میگذارید دوستتون دارم .(طراوت)
فرزانه خرمی راد
سلام عزیزم
خوشحالم مفید بود، منم دوستت دارم خیلی زیاد
سه شنبه 2 آذر 1395 10:27 ب.ظ
خواهش میکنم خانم معلم
درمورد متن استرس پایینم از تون تشکر میکنم ممنونم.
دوستون دارم زیاد
فرزانه خرمی راد
شب بخیر دختر کوچولوی متفکر من
منم دوستت دارم
سه شنبه 2 آذر 1395 08:31 ب.ظ
خانم معلم عزیزم انشاالله در وجود همه ما انسان ها این ویژگی ها وجود داشته باشد
فرزانه خرمی راد
بی شک تو وجود تو هست مهسای نازنینم
سه شنبه 2 آذر 1395 08:15 ب.ظ
سلام خانم معلم عزیزم.من عاشق نوشته های گاندی هستم واقعا تاثیر گذارند در یکی از کتاب های گاندی خونده بودم که یهروز گاندی داششت از سفر با قطار بر میگشت که یه لنگه از کفشاش از قطار افتاد مردمی که اونجا نشسته بودند برای گاندی افسوس خوردند ولی گاندی با کمال تعجب اون یکی لنگه از کفششم بیرون انداخت!!مردم با تعجب از اون دلیل انداختن کفششو پرسیدند گاندی گفتش که یه لنگه کفش به چه درد من می خوره حدا قل یه نفر دو تا لنگه کفش پیدا کنه و خوشحال باشه!
خانم معلم خوندن این متن واقعا برا جالب بود از هیچ کدوم از دهتاش یه ایراد کوچولو هم نمیشه گرفت.ممنوم که برامون گذاشتین
فرزانه خرمی راد
سلام دخترکم
در اینکه گاندی از بزرگان روزگار بوده و هست و خواهد بود شکی نیست. خوشحالم که تونستی با این راهکارها ارتباط برقرار کنی و ممنون از نوشته ی خوب و تأثیرگذارت نازنینم
سه شنبه 2 آذر 1395 12:45 ب.ظ
با درود‌های صمیمانه و عرض ارادت فراوان، متن زیر را به شما، سرکار خانوم خرمی راد، تقدیم می‌کنم؛ زیرا معتقدم جناب‌عالی دغدغه‌های فرهنگی و آموزشی دارید. همین‌طور سال‌هاست نه‌تنها برای به‌دست‌آوری و حفظِ وجدانی‌ خرد‌مدار ــــ‌ به‌زعمِ تعریف در متن زیر ــــ در تلاش مستمر هستید، بلکه هم‌زمان در پیِ آگاه‌سازی و تقسیمِ دانسته‌های خود با دانش‌آموزان برای شناساندن این نوع شناسایی می‌باشید. چه، این مهم را بخشی از مسئولیتِ خود در راه خویشتن شناسی می‌دانید.
هایدگر «دغدغه» را این گونه تعریف می کند: «فکر اینکه باید کاری انجام داد» و لازمه ی چنین فکری اندیشیدن به زمان آینده است.از دیدگاه هایدگر، آینده مجموعه ای از لحظات نیست که در زمانی نزدیک بدل به زمان حال خواهد شد؛ بلکه اساساً زمان آینده پیش از زمان حال حضور دارد و اینکه وجود زمان آینده است که تعیین کننده ی زمان حال است. بنابراین نزد هستنده ی هستی اندیش زمان حال آمیزه ای ست از زمان گذشته و آینده، چرا که فرد بر مبنای دانستن آنچه که بوده است و آنچه مصمم است بشود، زمان حالش را قالب می ریزد و این گونه است که فرد به رهایش دست می یابد. هایدگر چنین شناختی از خویشتن را «وجدان خردمدار» می نامد و این خویشتن شناسی را شرطِ لازم مسئولیت پذیری تام برای سرنوشت خود می داند.
بخشی از مقاله ی تحلیلی علیرضا فخرکننده(مترجم) در پایان نمایشنامه ی ترحم در تاریخ نوشته ی «هاوارد بارکر»
فرزانه خرمی راد
عرض سلام و ادب
سپاس از حسن توجهتون و این انتخاب فوق العاده. خستگی یه روز کاری سخت رو از یاد بردم.
دنیا با وجود انسان های اهل اندیشه ای چون شما زیباست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.