وبلاگ تخصصی كلاس ششم
آموزش چیز عجیبی است: می‌تواند انسان درون ما را زنده کند و می‌تواند انسان درون ما را زنده به گور کند . . . «پائولو فریره»
                                                        
درباره وبلاگ

فرزانه خرمی راد

رشته تحصیلی: دبیری ریاضی
مدیر وبلاگ : فرزانه خرمی راد
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Image result for ‫ناتوانی‬‎


یادداشتی  از محمود سریع القلم عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی تهران در باب افراد ضعیف:

۱. به ندرت سؤال می‌کنند؛
۲. تفاوت میان تدبیر و حیله را نمی‌دانند؛
۳. قابل پیش‌بینی نیستند؛
۴. به ندرت فرد توانمندی اطرافشان پیدا می‌شود؛
۵. نهایت تلاش خود را می‌کنند تا نگویند: اشتباه کردم؛
۶. خیلی سریع می‌خواهند به پول برسند؛
۷. خیلی اصرار دارند آدم‌های خوبی هستند؛
۸. تصور می‌کنند سر همه را کلاه گذاشته‌اند؛
۹. دائما روش و فکر و حلقه تغییر می‌دهند؛
۱۰. شخصیت داشتن و ثبات شخصیتی برای منافع آنها، آفت است؛
۱۱. به ندرت به پی‌آمد‌های کارهای خود اهمیت می‌دهند؛
۱۲. با ارادت، چاپلوسی و وارونه جلوه دادن مسایل، رشد می‌کنند؛
۱۳. چون برای کسب پول و مقام عجله دارند، بسیار تزویر می‌کنند؛
۱۴. بیهوده می‌خندند؛
۱۵. برای ارائه تصویر مثبت از خود، از هر حیله‌ای استفاده می‌کنند؛
۱۶. در رابطه با یک موضوع، به افراد مختلف، تفاسیر مختلف می‌گویند؛
۱۷. بسیار طمع و حسادت دارند؛
۱۸. حوصله ندارند سی سال زحمت بکشند تا احترام دیگران را بدست آورند؛
۱۹. مجهز به صفت چاپلوسی‌اند؛
۲۰. بسیار وقت می‌گذارند تا سر از کار دیگران درآورند؛
۲۱. حداقل نصف آنچه که می‌گویند صحت ندارد؛
۲۲. اعتماد به نفس مبتنی بر جهل دارند؛
۲۳. بسیار افراد کوتاه مدت هستند؛
۲۴. چون با حیله‌گری کار خود را پیش می‌برند، بسیار فراموش کارند؛
۲۵. زبانشان بسیار تلخ است؛
۲۶. اهل هیاهو هستند؛
۲۷. برای رسیدن به پول با هر اهریمنی کار می‌کنند؛
۲۸. تقریباً به جز پول و مقام، هیچ اصل دیگری برای آنها مهم نیست؛
۲۹. نتیجه (۱): اتوموبیل بنز آنقدر با کیفیت است که نیازی به دروغ و تبلیغ و وارونه سازی برای فروش ندارد؛
۳۰. نتیجه (۲): توانایی‌ها و خلاقیت‌های افراد باشخصیت آنقدر فراوان است که نیازی به بازی و تزویر و جعل ندارند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





http://aubreydaniels.com/institute/sites/aubreydaniels.com.institute/files/ability.jpg


یادداشتی  از محمود سریع القلم عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی تهران در باب افراد توانا:

    ۱. وقت ندارند بر علیه کسی، کاری انجام دهند؛
    ۲. وقت ندارند پشت سر دیگران صحبت کنند؛
    ۳. وقت ندارند در وقایع گذشته، متوقف شوند؛
    ۴. وقت ندارند که دروغ بگویند؛
    ۵. بسیار انتخاب می کنند چون ذهن اولویت‌بندی شده دارند؛
    ۶. تفاوت‌های انسانها را می‌ستایند؛
    ۷. به دنبال این نیستند کسی را مانند خود کنند؛
    ۸. حجم و کیفیت غذای خود را با دقت زیر نظر دارند؛
    ۹. بد بودن بعضی انسانها را، عادی می‌دانند؛
    ۱۰. با دو زبان مهم، آشنایی ندارند بلکه بر آنها مسلط‌ اند؛
    ۱۱. در فهم رفتار انسانها، اول منافع آنها را می شکافند؛
    ۱۲. کارآمدی را بر مساوات ترجیح می‌دهند زیرا که مساوات خود نتیجه کارآمدی است؛
    ۱۳. کارآمدی را نتیجۀ رقابت می‌دانند؛
    ۱۴. راستگو هستند چون منافع دراز مدت دارند؛
    ۱۵. حتی در استفاده از حروف اضافه دقت می کنند تا اعتماد دیگران را حفظ کنند؛
    ۱۶. از افراد توانا، با مهارت و باهوش، هراسی ندارند؛
    ۱۷. دائما در حال گسترش شعاع شبکه‌های ارتباطی خود هستند؛
    ۱۸. بعد از شش ماه که آنها را می‌بینید، بهتر شدن آنها را متوجه می‌شوید؛
    ۱۹. اطرافشان، مملو از افراد تواناست؛
    ۲۰. میلی‌متری مراقب سخنانشان هستند؛
    ۲۱. مبنای تواناییهایشان، قدرت نرم است؛
    ۲۲. یک تا صد هر مسئله ای را، دقیق طراحی و مانیتور می‌کنند؛
    ۲۳. به ندرت از کسی، درخواستی داشته باشند؛
    ۲۴. اگر لازم باشد، ظرفیت تنها ماندن را دارند؛
    ۲۵. آنقدر تلاش می‌کنند، درخواب هم اغلب، مسئله حل می‌کنند؛
    ۲۶. با هر فردی، دوست نمی‌شوند؛
    ۲۷. وقتی با فردی آشنا می‌شوند می‌پرسند: چه کتابی این روزها می‌خوانید؟
    ۲۸. سلول های مغزشان، فرصت استراحت ندارند؛
    ۲۹. شناخت عمیقی از طبع بشر دارند؛
    ۳۰. سؤالاتشان از پاسخ‌هایشان به مراتب مهم‌تر است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




«بخش مهمی از کارکرد هنر، به خنجری می ماند که باید در زخم های کهنه بچرخد و دردها را تازه کند. کارکرد ضد تخدیر داشته باشد. نهیبی که درد را تازه کند، هوشیار کند. آگاهی بخش باشد آنچه را که بر انسان می گذرد، آنچه را که بر انسان گذشته. بخش مهمی از کارکرد هنر، ایجاد دردآگاهی است»

برشی از نوشته‌ای تحت عنوان «هنر رهایی بخش» / نیروان رضایی


شیرکو بیکس  شاعر معاصر کرد عراقی است که در سال ۱۹۸۸ از سوی انجمن قلم سوئد، برنده جایزه توخولسکی (Tucholsky-Preis) شد. سروده‌های او به زبان کردی هستند. شیرکو از شاعران پرکار جهان است، از وی بالغ بر ۳۸ دیوان شعر با تجربه‌های مختلف چاپ شده است. از او با عنوان امپراتور شعر یاد می‌شود.


http://www.beytoote.com/images/stories/economic/hhe959.jpg

نیزار بزرگ
ساقه ی یکی نِی را
از خود می راند !
زیرا نِی ، دل به  باد بهار داده بود و
عاشق شده بود .

نِی زار،
فرزند خود را نصیحت کرد
هشدارش داد
وگفت دست از عاشقی بدار !
آخر
باد بهار
که وطن ندارد و خانه به دوش است . . .!

نِی، اما
دل به وزیدنِ اردبیهشت
سپرده بود ...
بى هوا گفت ؛
نسیم مسافر ، یک سوی و
بیشه زار شما ، یک سو . . .
مرا سر ندامت از این دانایی نیست !

آن گاه ،  بیشه زار بزرگ
دارکوب را فرا خواند
وگفت ؛
عاقبت عاشقی را
به فرزند من بیاموز . . . !

و دارکوب
پس از چندی پنج سوراخ بر  سینه ی نِی  ، كَند و تعبیه كرد . . .
گفت مجازات  محبت ، همین است
تا دریابی
که تحمل " تعلّق " چندان  آسان نیست !


و نِی آرام گفت ؛ پذیرفته ام . . .

و ناگاه  ،  باد بهاری در نِی ،
 دمیدن گرفت ؛
[هم این چنین شد که]
عشق ،  به دنیا آمد
 
شیرکو بیکس
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 28 آبان 1395 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد
 «علم‌پروری ناصرالدین ‌شاه حاصل تربیت امیرکبیر بود»



امیرکبیر به ناصرالدین شاه نوشته بود: « . . . گیرم من ناخوش، یا مردم فدای خاک پای همایون، شما باید سلطنت بکنید یا نه . . .  ؟ هر روز از حال شهر چرا خبردار نمی‌شوید که چه واقع می‌شود، و بعد از استحضار چه حکم می‌فرمایند؟»

«امیرکبیر و ناصرالدین ‌شاه» آخرین دستاورد سید علی آل‌داود در زمینه پژوهش تخصصی وی یعنی امیرکبیر است. بخش‌هایی از گفت‌وگوی فهیمه نظری را با او بخوانید:

دغدغه اجتماعی، اصلاح و پیشرفت مملکت در امیرکبیر بسیار بیشتر از قائم‌مقام وجود داشت. امیر برای پیشبرد امور مردم تمام توان فکری، علایق و توانایی‌هایی خود را مصروف کارهای سیاسی و اجتماعی می‌کرد اما . . . قائم‌مقام در شرایطی صدارت عظمی را برعهده داشت که ایران از روسیه شکست خورده بود؛ بنابراین دغدغه اصلی او بیشتر نجات کشور بود . . . (امیرکبیر) برخلاف قائم‌مقام، برای تسریع در امور می‌کوشید به جای زیبا نوشتن، اصل مطلب را در نامه‌هایش بیان کند.

در سال‌های اخیر، کتابی معتبر نوشته و به فارسی ترجمه شده که عالمانه به امیر تاخته و یکی از مسائلی هم که مورد نقد قرار داده همین سرکوب بابیه است. نویسنده در این کتاب از نهضت بابیه به عنوان نهضتی مترقی و علیه سلطنت یاد کرده و امیر را به خاطر سرکوب آن مورد نقد قرار داده است، ولی به نظر من فارغ از مسائل دینی، بابی‌ها در آن زمان فتنه‌ای را در مملکت ایجاد کرده و در حال تجزیه کشور بودند. هر یک از آن‌ها به جایی وصل بودند و مسلماً اگر پیروز می‌شدند ایران همان زمان تجزیه شده بود. امیرکبیر با درایت توانست آن شورش را سرکوب کند و جلوی تجزیه کشور را بگیرد.

از برخی نامه‌ها چنین برمی‌آید که امیر به پایان کار خویش نزدیک شده است . . . منتقدان و دشمنان امیر و آن‌هایی که علیه او فتنه می‌کردند، می‌گفتند امیر همه کارهای سلطنت را قبضه کرده و ممکن است اصل مقام سلطنت را نیز از میان بردارد. به همین دلیل ناصرالدین ‌شاه به تدریج اختیارات مختلف را از او گرفت . . . امیر در مقابل ناصرالدین ‌شاه خیلی کوتاه آمد و به عقیده من این کوتاه آمدن نه برای حفظ جان که برای حفظ کشور و هدر نرفتن زحماتش در راه اصلاح امور مملکت بود.

علت نوشتن هر روزه ی نامه‌های امیر به شاه این بود که از شاه مسئولیت می‌خواست و قصد داشت او را تربیت کند. او هر روز به شاه می‌گفت که باید چه کار کند و روز بعد می‌پرسید کارهای دیروز چه شد.


در بین پادشاهان ایران، ناصرالدین ‌شاه نسبتاً یکی از باسوادترین و برجسته‌ترین‌هاست. او چندین سال شب‌ها از ساعت ۱۲ تا ۱ زبان فرانسه می‌خواند، فرانسه را به خوبی صحبت می‌کرد و برای علم‌آموزی وقت می‌گذاشت. این‌ها نتیجه تربیت‌های امیرکبیر بود. ناصرالدین ‌شاه علایق ملی داشت که این علایق را امیرکبیر در او ایجاد کرده بود، درحالیکه شاهان دیگر قاجار در بهترین حالت در فکر جنگاوری و پیروزی بودند. ناصرالدین ‌شاه صاحب تألیف بود. او ده جلد خاطرات مفصل نوشته . . . امیرکبیر تأثیر خود را هم بر ناصرالدین ‌شاه و هم بر تاریخ ایران برجای گذاشت و بدون تردید، علم‌پروری ناصرالدین ‌شاه و علایق ملی او حاصل تربیت امیرکبیر بود.

ناصرالدین‌شاه در برابر قتل امیرکبیر بسیار مقاومت کرد و اجازه داد سه سال و اندی با قدرت . . . صدارت کند. مخالفان امیر مدام در گوش شاه جوان می‌خواندند که امیر را برکنار کند و از میان ببرد. ناصرالدین ‌شاه با توجه به این مقاومت سه‌ ساله قابل نکوهش نیست. شاید اگر امیر دست هر کس دیگری می‌افتاد - مثل محمدشاه که قائم‌مقام را یکساله از پا درآورد - خیلی زودتر از این‌ها از بین می‌رفت.

امیر بر سر عقاید خود سرسخت بود و از آن‌ها کوتاه نمی‌آمد. زمانی ناصرالدین ‌شاه که جوانی ۱۹ ساله بود، داخل کاخ می‌چرخید و با تفنگ پرنده می‌زد، مهد علیا نیز از پنجره اتاق خود که طبقه دوم کاخ بود بیرون را تماشا می‌کرد، در همین حال امیر وارد شد و دید ناصرالدین ‌شاه تفنگ در دست دارد، تعظیم کرد و گفت: من یک پیشنهاد خوب برایتان دارم که هم خودتان راحت شوید هم من و هم کشور ایران، پیشنهادم این است که به عنوانی که دارید پرنده می‌زنید اشتباهی یک تیر به مادرتان بزنید و او را بکشید، بعد هم از اینکه مادر خود را به دست خود از میان برده‌اید به سر و صورت خود بزنید و گریه کنید. در نهایت فایده این عمل عاید شما، من و مملکت خواهد شد. این حکایت سرسختی بیش از حد امیر را نشان می‌دهد و نشان‌دهنده این است که او نمی‌توانست تعامل کند و کمی با مخالفان خود کنار بیاید، درحالیکه دیپلماسی می‌گوید برای اینکه امتیازاتی به دست آوری، باید امتیازاتی هم بدهی و بتوانی تعامل و گفت‌وگو کنی. شخصیت امیرکبیر متأسفانه از این لحاظ ضعف داشت.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 25 آبان 1395 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد
در بین دانش‌آموزان ما کاربرد مواد زبانی مثل ضرب‌المثل‌ها، کنایات، اصطلاحات و واژگان بسیار کم شده است.
تحقیقی در دست نداریم که دامنۀ واژگان مورد کاربرد دانش‏‌آموزان ما چقدر است؛ اما از انشاها و نگارش‏‌های آنان به‌خوبی می‏‌توان این فقر واژگانی را حس کرد.
دلیل آن‌هم ارتباط زیاد آنان با شبکه‏‌های اجتماعی است که حالت عمومی دارند و نیازی به کاربرد واژگان متنوع و تازه احساس نمی‏‌شود.
تعداد واژگان این افراد شاید از ۶ یا ۷هزار واژه تجاوز نکند؛ درحالی‌که در زبان انگلیسی، بر پایۀ پژوهش دکتر رابرت سی‌شور، رئیس گروه روان‌شناسی دانشگاه نورث وسترن در ایالت ایلینوی امریکا، هر کودک ده‌سالۀ امریکایی نزدیک به ۳۴هزار واژه می‌شناسد و بر پایۀ پژوهش دیگری هر دانش‌آموختۀ کالج، نزدیک به ۲۰۰هزار واژه می‌شناسد.

منبع: خبرنامۀ گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی فرهنگستان، ش۲۶، ص۱و۲.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 25 آبان 1395 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد

آنجا که طبیعت توقف می کند هنر آغاز می شود.

 "ویل دورانت"


تبریک به دانش آموز هنرمندم سیده یسنا پور میرآقایی برای کسب مقام دوم مسابقه ی نقاشی











نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




Image result for ‫کافکا و عروسک مهاجر‬‎

فرانتس کافکا (۳ ژوئیه، ۱۸۸۳ - ۳ ژوئن، ۱۹۲۴) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در قرن بیستم بود. آثار کافکا که با وجود وصیت او مبنی بر نابود کردن همهٔ آنها، اکثراً پس از مرگش منتشر شدند، در زمرهٔ تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به شمار می‌آیند. پُرآوازه‌ترین آثار کافکا، رمان کوتاه مسخ و رمان محاکمه و رمان ناتمام قصر هستند. 


تصاویر جدید زیباسازی "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*"


روزی کافکا ، در حال قدم زدن در پارک ، چشمش به دختربچه‌ای می افتد که داشت گریه می کرد.
کافکا جلو می‌رود و علت گریه ی دخترک را جویا می شود . . .
دخترک همانطور که گریه می کرد پاسخ می‌دهد: عروسکم گم شده !
کافکا با حالتی کلافه پاسخ می دهد: امان از این حواس پرت! گم نشده ! رفته مسافرت!
دخترک دست از گریه می کشد و بهت زده می‌پرسد: از کجا میدونی؟
کافکا هم می گوید: برات نامه نوشته و اون نامه پیش منه !
دخترک ذوق زده از او می پرسد که آیا آن نامه را همراه خودش دارد یا نه که کافکا می گوید : نه! تو خونه‌ست. فردا همینجا باش تا برات بیارمش . . .
کافکا سریعاً به خانه‌اش بازمی‌گردد و مشغول نوشتنِ نامه می‌شود و چنان با دقت که انگار در حال نوشتن کتابی مهم است!
و این نامه‌ نویسی از زبان عروسک را به مدت سه هفته هر روز ادامه می‌دهد ؛ و دخترک در تمام این مدت فکر می‌کرده آن نامه ها به راستی نوشته‌ عروسکش هستند . . .
و در نهایت کافکا داستان نامه‌ها را با این بهانه‌ عروسک که «دارم عروسی می کنم» به پایان می‌رساند . . .
این؛ داستان همین کتاب " کافکا و عروسک مسافر " است.
اینکه مردی مانند فرانتس کافکا سه هفته از روزهای سخت عمرش را صرف شاد کردن دل کودکی کند و نامه‌ها را – به گفته‌ی همسرش دورا – با دقتی حتی بیشتر از کتابها و داستان‌هایش بنویسد؛ واقعا تأثیرگذار است . . .
او واقعا باورش شده بود. اما باورپذیری بزرگترین دروغ هم بستگی به صداقتی دارد که به آن بیان می شود.

- امّا چرا عروسکم برای شما نامه نوشته؟
این دوّمین سوال کلیدی بود و کافکا خود را برای پاسخ دادن به آن آماده کرده بود ، پس بی هیچ تردیدی گفت : چون من نامه‌رسان عروسک‌ها هستم . . . !

عروسک مسافر / ترجمه رامین مولایی / انتشارات قطره






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 21 آبان 1395 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد
PH از واژه Potential of hydrogen گرفته شده و بیانگر مقیاسی از میزان اسیدی یا قلیایی ( بازی ) بودن می باشد.

PH مواد در محدوده 0 تا 14 می باشد. موادی که PH برابر 7 دارند خنثی می باشند، یعنی نه خاصیت اسیدی دارند و نه خاصیت قلیایی.موادی که PH کمتر از 7 دارند اسیدی می باشند و هرچه این PH به صفر نزدیک تر می باشد ، خاصیت اسیدی ماده بیشتر می باشد.

PH بزرگتر از 7 نیز نشانه قلیایی بودن ماده می باشد و با نزدیک تر شدن عدد PH مواد قلیایی به 14 ، خاصیت قلیایی آن ها بیشتر خواهد شد
.
Image result for ‫پی اچ در علوم ششم‬‎




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




http://bamdadema.com/wp-content/uploads/2014/02/Tooran-Mirhadi2-300x180.jpg

اینجا هنوز هم

حرف هایی بین من و دنیا هست
که بینِ من و دنیا می مانَد . . .

به دلیل مشغله هام فرصتی مهیا نشد تا از مادر ادبیات کودک ایران و غم از دست دادنش یادی کنم.
توران میرهادی نمونه ای از زنانی بود که الگویی خاص در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان به یادگار گذاشت و بعدها که امکان کار مستقیم در مدارس از او گرفته شد، به سمت تامین محتوایی روی آورد تا بتواند خلاء نبود محتوای مناسب برای کودکان و نوجوانان را جبران سازد.
روحشان غرق نور و آگاهی. . .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





گوته


ژان ولفگانگ گوته ؛ شاعر ، فیلسوف ، نویسنده ، سیاستمدار و دانشمند بزرگ آلمانی در میان آثار خود ، یک  اثر مهم دارد به نام دیوان شرقی . این اثر نه تنها یکی از عالی ترین آثار شعر و حکمت گوته  است بلکه یکی از بزرگ ترین آثار ادبی آلمان و اروپا به شمار می آید . گوته این اثر برجسته را با خواندن دیوان شعر حافظ به وجود آورد .

نقادان ادب جهان ، گوته را یکی از ارکان چهارگانه ادب جهان نام داده اند و چنین شخصیتی با شیفتگی و دلبستگی درباره حافظ فراوان گفته است: « ای حافظ ، آرزوی من آن است که فقط مریدی از مریدان تو باشم  » .

گوته خطاب به حافظ متن های ادبی سلیس ، عمیق ، پرمعنا و پر از روح و احساس خلق کرد که در نوع خود شاهکاری بزرگ محسوب می شوند .

در نوشته های او با نام حافظ مواجه می شویم . او با حافظ سخن می گوید ، به تحلیل اشعارش می پردازد ، احساس قلبی خود و دریافت هایش را نسبت به اندیشه های حافظ بیان می کند . حافظ را می ستاید ، سروده های او را جاودانه و آسمانی می خواند اما گاهی هم عاجز و درمانده می شود از بیان درک عمیق حقیقت نهفته در اشعار او .

متنی که می خوانید نظر گوته درباره شخصیت ، اندیشه و ادبیات حافظ است که در دیوان غزلیات او جلوه گر شده است :

ای حافظ ، سخن تو هم چون ابدیت بزرگ است ؛ زیرا آن را آغاز و انجامی نیست . کلام تو هم چون گنبد آسمان ، تنها به خود وابسته است و میان نیمه ی غزل تو با مطلع و مقطع آن فرقی نمی توان گذاشت ؛ زیرا همه ی آن در حد جمال و کمال است .

اگر روزی دنیا به سرآید ، ای حافظ آسمانی ، آرزو دارم که تنها با تو و در کنار تو باشم . چرا که این ، افتخار زندگی من و مایه ی حیات من است .

درباره ی غزل های حافظ هرگونه سخن بی فایده است ؛ زیرا باید نخست آنها را خواند و عمقشان را درک کرد و با آنها هم آهنگ شد تا بتوان پی برد که چگونه سخن حافظ اعجاز واقعی ذوق و هنر بشری و سرچشمه ی فیاض کمال و جمال و حکمت و عرفان است .

غزلیات حافظ را همه دوست دارند ؛ زیرا عارفان از آثار حکمت و عامیان از شیوایی گفتارش لذت می برند .

ایرانیان همه هوشمند و باذوق و شاعرپیشه اند ؛ بنابراین بعید نیست چنین ملتی قریحه ی تابناک بی شمار در دامان خویش پرورش دهد . ولی اگر این ملت در طول پانصد سال ، مقام اول را در میان جمله ی سخنوران خود تنها به هفت شاعر ( فردوسی ، انوری ، نظامی ، مولوی ، سعدی ، حافظ و جامی ) اختصاص دهد و توده ی مردم نیز میان این هفت نابغه ی دنیای ادب ، حافظ شیراز را بیش از همه عزیز دارند و در دل جای دهند ، می توان دریافت که چنین کسی واقعا چه مقامی در دنیای ذوق و هنر می تواند داشته باشد .

حافظا ، خویش را با تو برابر نهادن جز نشان دیوانگی نیست . تو آن کشتی ای هستی که مغرورانه باد در بادبان افکنده است تا سینه ی دریا را بشکافد و پای بر سر امواج نهد و من آن تخته پاره ام که بی خودانه سیلی خور اقیانوسم . در دل سخن شورانگیز تو گاه موجی از پس موج دگر می زاید و گاه دریایی از آتش تلاطم می کند ، اما این موج آتشین مرا در کام خویش می کشد و فرو می برد . با این همه ، هنوز در خود جرات اندکی می یابم که خویش را مریدی از مریدان تو شمارم ؛ زیرا من نیز چون تو در سرزمینی غرق نور زندگی کردم و عشق ورزیدم .

حافظ در همه ی عمر از آن چه مردم عادی می طلبند و می جویند دوری گزید و آن چه را که برای دیگران مجهول است جست و جو کرد و در همه حال هم چنان صاحب نظر و زنده دل باقی ماند .

در عین پارسایی ، دست از لذات جهان شست و قدر زندگی را چنان که شایسته بود ، دانست . بدیهی است مقام واقعی حافظ را جز با توجه به ملیت و محیط و عصر وی نمی توان شناخت ، ولی این نکته یقین است که هرکس یک بار حافظ را بشناسد و با او آشنا شود در سراسر زندگی دست از این یار آسمانی برنخواهد داشت و در راه ناهموار زندگی او را راهنمای سفر خواهد کرد .

در باغ زیبا ، گل سرخ و زنبق کنار هم شکفته اند تا بر رخ ژاله ی بامدادی بوسه زنند . پشت باغ ، صخره ای پوشیده از گیاه و گل سر به سوی آسمان کرده و پیرامون آن را جنگلی خرم فراگرفته که یک سره تا دره ای سرسبز ادامه دارد . همه جا مانند آن روزگاران که من در آتش عشق می گداختم و هر بامدادان با چنگ خویش به پیشواز مهرفروزان می رفتم ، از عطر گل آکنده است .

   (یادبود گفتمان گوته و حافظ در دیوان غربی شرقی گوته در شهر وایمار آلمان)

حافظا ، آرزو دارم از شیوه ی غزل سرایی تو تقلید کنم . همچون تو قافیه پردازم و غزل خویش را به ریزه کاری های گفته ی تو بیارایم . نخست به معنی اندیشم و آن گاه بدان لباس الفاظ پوشانم . هیچ کلامی را دو بار در قافیه نیاورم ؛ مگر آن که با ظاهری یکسان معنایی جدا داشته باشد . آرزو دارم همه ی این دستورها را به کار بندم تا شعری چون تو ، ای شاعر شاعران جهان ، سروده باشم ای حافظ ، هم چنان که جرقه ای برای آتش زدن و سوختن شهر امپراطوران کافی است ، از گفته ی شورانگیز تو چنان آتشی بر دلم نشسته که سراپای این شاعر آلمانی را در تب و تاب افکنده است .  

ای حافظ ، ای حامی بزرگوار ، ما همه به دنبال تو روانیم تا ما را با نغمه های دل پذیرت در نشیب و فراز زندگی رهبری کنی و از ودای خطر به سوی سرمنزل سعادت بری .

حافظا ، خویش را با تو برابر نهادن جز نشان دیوانگی نیست . تو آن کشتی ای هستی که مغرورانه باد در بادبان افکنده است تا سینه ی دریا را بشکافد و پای بر سر امواج نهد و من آن تخته پاره ام که بی خودانه سیلی خور اقیانوسم . در دل سخن شورانگیز تو گاه موجی از پس موج دگر می زاید و گاه دریایی از آتش تلاطم می کند ، اما این موج آتشین مرا در کام خویش می کشد و فرو می برد . با این همه ، هنوز در خود جرات اندکی می یابم که خویش را مریدی از مریدان تو شمارم ؛ زیرا من نیز چون تو در سرزمینی غرق نور زندگی کردم و عشق ورزیدم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 18 آبان 1395 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد

" تفاوت های جزئی در قابلیت ها ، می تواند منجر به تفاوت های بزرگی در نتایج شود . "



تقدیر از دانش آموزان کوشا و پرتلاشم

نفرات برتر آزمون مبتکران


سیده صهبا هاشمی، پارمیدا زرگر پور، آوا واعظی


نفرات برتر آزمون ماخ

دریا فرحمند، مهدیس امین، سیده صهبا هاشمی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 2 )    1   2