تبلیغات
وبلاگ تخصصی كلاس ششم - مطالب اسفند 1397
 
وبلاگ تخصصی كلاس ششم
آموزش چیز عجیبی است: می‌تواند انسان درون ما را زنده کند و می‌تواند انسان درون ما را زنده به گور کند . . . «پائولو فریره»
                                                        
درباره وبلاگ

فرزانه خرمی راد

رشته تحصیلی: دبیری ریاضی
مدیر وبلاگ : فرزانه خرمی راد
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 1 فروردین 1398 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد

آن هم ناز و تنعم که خزان می فرمود                عاقبت در قدم باد بهار آخر شد . . .


نایت اسکین
دانش آموزان عزیزم

تحولات اقلیمى بهارى به تنهایى چیزى را در ما عوض نمیكنند، بلكه در ذهن انسان زمینه اى به وجود می آورند كه بتوانیم ایده های  خود را مثل بذر در آن بیفشانیم. این بذرها فقط با قدرت توجه و تصمیم گیریهاى به موقع ما تغذیه می شوند.
چرا که اگر همان آدم سابق بوده باشیم، همان حرف هایی را بزنیم که همیشه گفته ایم، همان خط فکر همیشگی را در پیش بگیریم، گذر سالها چیزی جز تغییر اعداد تقویم و تغییر فیزیکی نخواهند بود!

 سالی سرشار از عشق، تلاش مشترک و اُمید برایتان آرزو می‌کنم.
و
به امید بهروزی همگان در سال پیش رو . . .

 بهارتان پر سرور و پر غرور باد!


خرّمی راد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 29 اسفند 1397 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد
نتیجه تصویری برای پدربزرگ و مادربزرگ ها کارتونی

این روزهای سال، بیمارستان‌ها دچار پارادوکس اخلاقی عجیبی می‌شوند. و گاهی مرز میان درستی و نادرستی، شبیه لبه‌ی مه گرفته‌ی جاده‌ای مشرف به دره است. واقعا خیلی سخت است. مردمانی تعطیلی دوست هستیم و عملا از اواسط اسفند تا سیزده بدر، مملکت از حالت عادی خارج می‌شود. و یکی از جلوه‌های تلخ این خودخواهی جمعی، گریبان پزشکان و پرستارها و سایر پرسنل درمانی بیمارستان‌ها را می‌گیرد. متاسفانه خانواده‌های زیادی هستند که برای لذت حداکثری از تعطیلات، پدر و مادر پیر خود را به بهانه‌های غیرواقعی به مریض‌خانه‌ها می آورند تا به هر نحوی بستری‌شان کنند. به طرز کاملا مشهودی، اورژانس‌های مراکز درمانی در ده روز آخر سال با حجم انبوهی بیمار پیر روبرو می‌شوند که با شکایات مبهمی نظیر "ضعف و بی حالی" ، "کاهش هوشیاری" و "سرگیجه"  آورده می‌شوند. گاهی پیش می‌آید که برای وادار کردن همراهان برای بردن مریضی که هیچ دلیلی برای بستری‌اش وجود ندارد، نیاز به استفاده از نیروی انتظامی می‌شود. شاید چون مراکز ساماندهی شده‌ای برای مراقبت‌های کوتاه مدت از سالمندان وجود ندارد و "خانه‌ی سالمندان" هم عنوان دافعه‌برانگیزی دارد. معمولا نود و گاهی صدرصد بیماران بستری بخش‌ها در ایام عید، پیران بی‌پناهی هستند که تنها پناه‌گاه‌شان تخت بیمارستان است.
یادم هست چند سال قبل بیمار 83 ساله‌ای را با شکایت کاهش سطح هوشیاری آورده بودند و همراهان هوچی‌گری هم داشت. به دلیل واقعی بودن افت هوشیاری، بستری‌اش کردیم اما بعد معلوم شد پسرش زیر زبان پدر پیرش قرص گذاشته بود تا بی‌حال و بستری شود و خودشان هم به گشت و گذار. طبعا در این میان درصد کمی هم هستند که دروغ نمی‌گویند و واقعا بیمارند. در چنین موقعیتی، پزشک فقط به علم طبابت نیاز ندارد، باید یک کارآگاه و پیشگو و پلیس هم باشد. مشاجره‌ی همراهانی هم که به نیت خود نرسیده‌اند و بیمارشان بستری نشده هم تماشایی و البته تلخ است. انصاف، گاهی عجیب کمیاب می‌شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




Image result for ‫مداد و دفتر‬‎

سلام من شما را میشناسم؟من تازه به اینج آمده ام و کسی را نمی شناسم.
سلام من دفتر هستم و از دیدنت خوشحالم. من و تو در طی این سال خاطرات زیادی را با هم خواهیم داشت.
واقعا راست میگویی؟ پس بیا برای اولین بار دست های هم را بگیریم.
دست های هم را گرفتند و یک کلمه خلق کردند. وای چقدر قشنگ شد! یکی بخواندش.
پاک کن: من بخوانم؟ نوشتیم دفتر انشاء.
مداد: دفتر انشاء چیست؟ دفتری که از این به بعد خانه ی توست. محرم رازهای توست و تو میتوانی از صبح تا شب روی اون برقصی و با خلق کلمات شگفت انگیز همه را حیرت زده کنی.
از فردا شروع میکنم به تمرین.
هر روز نوشته هایش پخته تر می شد تا روزی که فکر کرد هیچ کس بهتر از او نمی نویسد و خودش یک رقاص ماهر شده بود.
رفت و اعلام کرد: سلام سلام امروز من به کمال رسیده ام او همین که شروع به نوشتن کرد نوک مدادش تمام شد او بسیار ناراحت بود و دیگر از نوشتن دست کشید ه بود تا روزی پاک کن و بقیه دوستان به کنار مداد آمدند و گفتند حیف تو نیست که این همه کلمات و متن های زیبا خلق می کنی از نوشتن دست کشیده ای؟؟
پاک کن یکی از متن های خودش که در ان نوشته بود باید از شکست خود درس بگیرید را خواند او دوباره راغب به نوشتن شد و شروع به نوشتن کرد و هیچ وقت از حرکت باز نایستاد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 29 اسفند 1397 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد

نتیجه تصویری برای ‪happy fathers day‬‏

كاش آنقدر خوب باشم كه سرت را بالا بگیرى و همینطور كه به من اشاره میكنى با افتخار بگویى؛
او فرزندِ من است!
باید پدر باشى تا بفهمى چه لذتى دارد پُز فرزند را دادن!
«روزت مبارک پدر»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




Image result for ‫جان بخشی‬‎

گاهی اوقات انسان ها مثل قالی های پر نقش و نگارند، زیبا و جادویی با باطن پیچیده.
بعضی شبیه مبل راحتی می مانند فقط بلدند به دیگران سواری بدهند و با عقیده ی دیگران زندگی کنند و جلو بروند عده ای شبیه شومینه اند وقتی مهربانی کنی پاسخت را با مهربانی میدهند.
عده ای شبیه آینه، صاف و زلال اند و ادعایی ندارند، بعضی مثل پنجره زیبایی منظره را نشانت می دهند.
در این مواقع به گرد و غباری که روی پنجره نشسته نگاه نکن!
شاید خیلی وقت است کسی به او سر نزده . بعضی مثل سفره اند گرم و مهربان ، بسیار بی شیله پیله. بعضی شبیه ساعت اند ، خیلی دقیق و منظم اما کمی بی روح.
اگر قرار باشد تک تک لحظات زندگی ما طبق برنامه پیش رود پس کی آن اتفاق جدید در زندگی مان بیفتد و کی بگوییم امروز این اتفاق افتاد !... خیلی جالب بود!
بعضی مثل نخ و سوزن اند طوری زندگی ات را ترمیم می کنند که دیگر هیچ وقت آسیب نبیند . بعضی شبیه کلید اند که باعث می شوند بتوانی در جدیدی در مسیر زندگی ات باز کنی و راز های جدیدی را از زیر زبان دنیا بکشی. عده ای به تلوزیون شباهت دارند.
فقط از طریق سخن وری کارشان را جلو می برند اما سخت در اشتباه اند و در حقیقت جفت پوچ اند.
عده ای مثل تابلوی هنری به منظره ی خانه ات جلا می بخشند و دسته ی آخر هم شبیه کتاب اند . . .
همیشه ساکت اند اما حرف های زیادی در سینه دارند که به وقتش وقتی لب به سخن باز کنند دنیایی را زیر و رو می کنند . . .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 12 اسفند 1397 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد

هر کسی به اندازه ای که ما را دوست دارد باید ذهن و دلمان را اشغال کند نه به اندازه ای که ما دوستش داریم . . . !

نایت اسکین

نایت اسکین

نایت اسکین

نایت اسکین
و خستگی مفرط تانیا خانم پس از میل صبحانه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




Related image

صبر کن،کمی دست نگهدار چیزی ننویس، بگذار کمی دیگر سفید بمانم. اینها جملاتی بودند که کاغذ به مداد گفت.
مداد اندکی تأمل کرد و خطاب به او گفت چرا اینقدر نگرانی؟
قول می دهم که جز نقش زیبای و خوبی روی تو ترسیم نکنم . پاک کن که در گوشه ای نشسته بود، میان حرف مداد پرید و گفت تازه اگر از چیزی هم خوشت نیامد و دوستش نداشتی من به کمکت می آیم و آن نقش را پاک میکنم، به ما اعتماد کن .
کاغذ سفید پس از شنیدن حرف های دوستانه مداد و پاک کن نفس عمیق و راحتی کشید و گفت بنویس . . .






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




Image result for iq

تکنیکهای تست زنی، یکی ازمهارتهای لازم در آمادگی آزمونها است. تسلط بر چند نکته و تکنیک در تست زنی  که درموفقیت ‎آزمونها تاثیر غیرقابل انکاری دارد :

۱. همیشه خودتون رو برای برخورد با هر نوع سوالی در آزمون آماده کنید. ( به عبارتی با این ذهنیت در آزمون شرکت نکنید که همه سوالات رو باید قبلا دیده باشید ) و باید در سر جلسه آزمون با ذهنی باز و با قدرت خلاقیت حضور پیدا کنید که اگر سوالی دیدید که به چشمتون کمتر خورده بود بتونید با دانش کسب شده راه حل رو پیدا کنید ( به دانشی که کسب کردید شک نکنید )

۲. توصیه می کنیم در چند دوره به سوالات پاسخ بدید و در دور اول صرفا سوالات ساده هر درس ( که شاید در حدود ۲۵-۳۰% سوالات باشند ) رو پاسخ بدید. اینجوری هم ذهنتون رو گرم کردید برای دوره دوم و پاسخ به سوالات متوسط و هم خودتون رو درگیر یک درس خاص نکردید و تا آخر آزمون هم اسیر سوالات سخت نمیشید.

۳. جسور باشید !!! واقعا باید در سرجلسه آزمون از برخی سوالات عبور کنید ، چرا که طراحان اغلب از این سوالات قرار میدند برای اینکه وقت شما رو بگیرند،

۴. در تست هایی که در مورد گزینه صحیحشون شک دارید، فقط زمانی ریسک کنید که تعداد این توع تست ها حدود ۴-۵ تست باشه و در مواردی که اطمینان دارید ۲ گزینه کاملا غلط داره، بین دو گزینه دیگه یکی رو انتخاب کنید. به عبارتی در تست هایی که واقعا از غلط بودن دو گزینه مطمئن نیستید اصلا ریسک نکنید.

۵. به شدت ریزبین باشید. خیلی از دانش آموزان به خاطر بی دقتی سوال رو خراب می کنند. همیشه از سوالاتی که خیلی ساده به نظر می رسند بترسید و از سوالاتی که قیافه بدی دارند اصلا نترسید .

۶. سعی کنید قبل از حل سوال، یکبار روش حلی که می خواید شروع به نوشتنش کنید رو در ذهنتون مرور کنید.
 
۷. اصلا قرار نیست همه سوالاتی که حل می کنید زمان مساوی داشته باشند، برخی سوالات زمان بر هستند و برخی سوالات رو حتی میشه بصورت چشمی پاسخ داد.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





اسفند، اردیبهشتی‌ترین حالتِ زمستان است . . .
از همان ماه‌هایِ خوبِ خدا که جان می‌دهند برایِ دل را به خیابان زدن‌های بی‌هوا و قدم زدن‌هایِ طولانی . . .
انگار تمامِ آدم ها، تن پوشی از مهربانی، به تن کرده اند و لب های تمامِ عابرانِ شهر، در صمیمانه ترین حالتِ لبخند است.
اسفند، به گرگ و میشِ صبح می‌مانَد،
به خورشیدی در آستانه‌ی طلوع،
و به رنگ‌هایِ بنفش و سرد و بی‌روحی، در آستانه ی سبز شدن . . .
اسفند یعنی زمستان رفتنی‌ست،
یعنی بهار، در راه است . . .







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 10 اسفند 1397 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد
کاش با نیکی ها تجدیدِ بیعت می کردیم
که شعله ی انسانیت، خاموش شدنی،
و "اصالت" ، فراموش شدنی نیست !
تشکر ویژه از همکار خوبم سرکار خانم ساریه یوسفی و دانش آموزان توانمندشان که روز متفاوتی را برایمان رقم زدند.
«چالش نه به پلاستیک و زمینِ پاک»
نایت اسکین

نایت اسکین

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 7 اسفند 1397 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد


8 مارس میراثی است که زنان پرولتر و مبارز برای زنان جهان بر جای گذاشته اند.
بورژوازی دهه ها کوشیده است که این روز را هم مثل نیروی کار زحمتکشان مفت و مجانی مصادره کند. چنین مباد!
« 8 مارس بر همه ی زحمت کشان جهان مبارک »




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 5 اسفند 1397 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد
Image result for ‫تصویر سازی کتاب‬‎

چگونه دهها و صدها کلمه را حفظ کنیم؟

یکی از تمرینات مهم تقویت حافظه از طریق تصویرسازی و تجسم و تداعی و پیوند بین کلمات و عبارات هست. پس از تسلط روی این تمرین می توانید کلمات کلیدی مطالب درسی را هم به ابن طریق یاد بگیرید.

برای حفظ کلمات باید بین هر کلمه با کلمه بعدی یک تداعی و ارتباط خوب ایجاد کرد.

بعنوان مثال فرض کنید قصد داریم بین کلمات ماشین – درخت – گنجشک – پاکت نامه تداعی ایجاد کنیم. میشه اینجوری تداعی ایجاد کرد.

مثلاً تصور کنیم که کنار خیابون منتظر ماشین هستم یه دفعه یک از درخت های وسط بلوار از جا کنده میشه میاد جلوی پای من ترمز میکنه بعد سوار میشم با سرعت حرکت میکنه (چقدر سخته آدم وقتی سوار درخته تعادلش را حفظ کنه) بالاخره به مقصد می رسم که می بینم یه گنجشک لباس پلیس پوشیده و اتفاقا این همون درختیه که لانه این گنجشک روی اون بوده ( گنجشک را باید خیلی بزرگ ببنیم) بعد خیلی عصبانی میشه و یه قبض جریمه می نویسه اما چون خیلی با کلاسه قبض را می زاره تو پاکت نامه و دو دستی تقدیم می کنه

همه این چیزی را که نوشتم باید تو ذهن برای یه لحظه ببنیم و حتی احساسش کنیم مثلا ترس ناشی ار سوار درخت شدن و . . .

حالا این یه مثال بود شاید بگید چه کار سختی اما یه کم ذهن عادت کنه اتفاقاً خیلی راحته و همه این تداعی در کمتر از 30 ثانیه تو ذهن تداعی میشه باید تمرین کنید. اما برای اینکه تو ذهن بهتر باقی بمونه یه سری نکات را باید رعایت کرد که بهش اشاره می کنم:

اولاً ارتباط ها باید مضحک، غیر منطقی و مسخره باشه

ثانیاً باید از سیستم های متحرک در این روابط استفاده کرد مثل تبلیغات تلویزیون

ثالثاً ارتباطات باید رنگی باشد یعنی از رنگها استفاده کنیم مثلا گنجشک را به رنگ زرد قناری ببنیم

رابعاً تداعی ها باید اغراق آمیز باشد ( گنجشک را خیلی بزرگ در ذهن ببینید)

خامساً نا حد ممکن سعی کنید خودتان در این ارتباطات باشید

سعی کنید ارتباطات پیوسته باشد

ارتباطی که بین کلمات ایجاد می کنید را باید کاملا تجسم کنید و با چشم ذهن ببینید و در حافظه ثبت کنید. ساخت جمله بدون تجسم اثری ندارد و سریع فراموش می شود

هر کلمه را فقط به کلمات قبل و بعد از خودش باید ارتباط دهید نه به کلمات دیگر.

سعی نکنید چند نوع تداعی بین کلمات ایجاد کنید فقط یکی کافی است مهم تجسم کردن آن است و اولین تجسم جالب و مضحک را که به ذهنتان رسید ادامه بدید.

بهترین تداعی آن است که خود شما بسازید نه اینکه دیگران بگویند! (یعنی شما کارگردان و هنرپیشه نقش اول یک فیلم چند ثانیه ای هستید)

ابتدا ممکن است این کار وقت گیر بنظر بیاید اما با تمرین می توانید در کمتر از یک ثانیه این تداعی ها را ببن دو کلمه ایجاد کنید و ادامه دهید و صدها کلمه ی تصادفی بدون ربط را به خاطر بسپارید. هدف حفط کلمات نیست بلکه یکی از مهمترین تمرینات فعال سازی نیمکره راست مغز هست.

ابتدا 10 کلمه و سپس 20 کلمه تصادفی بنویسید و با این روش حفظ کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 4 اسفند 1397 :: نویسنده : فرزانه خرمی راد

Image result for ‫یا بـه انـــدازه آرزوت تــلاش كــــن یا بـه انـــدازه تــلاشت آرزو …‬‎






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





هیچ وقت بابت عشق‌هایی که نثار دیگران کرده‌اید و بعدها به این نتیجه رسیده‌اید ذره‌ای برای عشق شما ارزش قائل نبوده‌اند، افسوس نخورید. شما آن چیزی را که باید به زندگی ببخشید، بخشیدید. و چه چیزی زیباتر از عشق … هر رنج دوست داشتن صیقلی‌ست بر روح … و با هر تمرین دوست داشتن، روح تو زلال‌تر میشود .

گاهى بعضى ها با ما جور در مى آیند، اما همراه نمى‌شوند، گاهى نیز آدم هایى را مى‌یابیم كه با ما همراه مى‌شوند اما جور در نمى‌آیند. برخى وقت ها ما آدمهایى را دوست داریم كه دوستمان نمى‌دارند، همان گونه كه آدمهایى نیز یافت مى‌شوند كه دوستمان دارند، اما ما دوستشان نداریم . به آنانى كه دوست نداریم اتفاقى در خیابان بر مى‌خوریم و همواره بر مى‌خوریم ، اما آنانى را كه دوست مى‌داریم همواره گم مى‌كنیم و هرگز اتفاقى در خیابان به آنان بر نمى‌خوریم !

برخى ما را سر كار مى‌گذارند،‌ برخى بیش از اندازه قطعه گم شده دارند و چنان تهى‌اند و روحشان چنان گرفتار حفره‌هاى خالى است كه تمام روح ما نیز كفاف پر كردن یك حفره خالى درون آنان را ندارد !
برخى دیگر نیز بیش از اندازه قطعه دارند و هیچ حفره اى ، هیچ خلائى ندارند تا ما برایشان پُر كنیم . برخى مىخواهند ما را ببلعند و برخى دیگر نیز هرگز ما را نمى بینند و نمى یابند و برخى دیگر بیش از اندازه به ما خیره مى شوند...

گاه ما براى یافتن گمشده خویش، خود را مى‌آراییم ، گاه براى یافتن «او» به دنبال پول ، علم ، مقام ، قدرت و همه چیز مى‌رویم و همه چیز را به كف مى آوریم و اما «او» را از كف مى‌دهیم .
گاهى اویى را كه دوست مى‌دارى ، احتیاجى به تو ندارد زیرا تو او را كامل نمى‌كنى . تو قطعه گمشده او نیستى ، تو قدرت تملك او را ندارى . گاه نیز چنین كسى تو را رها مى كند و گاهى نیز چنین كسى به تو مى‌آموزد كه خود نیز كامل باشى، خود نیز بى نیاز از قطعه هاى گم شده. او شاید به تو بیاموزد كه خود به تنهایى سفر را آغاز كنى، راه بیفتى، حركت كنى. او به تو مى آموزد و تو را ترك مى كند، اما پیش از خداحافظى مى گوید: “شاید روزى به هم برسیم ….” مى گوید و مى رود، و آغاز راه برایت دشوار است. این آغاز، این زایش ،‌ برایت سخت دردناك است. بلوغ دردناك است، وداع با دوران كودكى دردناك است، ‌كامل شدن دردناك است، اما گریزى نیست و تو آهسته آهسته بلند می شوى و راه مى أفتى و مى روى و در این راه رفتن دست و بالت بارها زخمى مى شود، اما آبدیده مى شوى و مى آموزى كه از جاده هاى ناشناس نهراسى، از مقصد بى‌انتها نهراسى، از نرسیدن نهراسى و تنها بروى و بروى و بروى . . .

کتاب: قطعه گم شده اثر شل‌ سیلور استاین





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





 http://media.mehrnews.com/d/2015/05/19/4/1697462.jpg
وقتی حرف آرتروز به میان آمد
یاد مادرم افتادم که خم شد !
از درد نگو ! بیدار می شود و
ضجه می زند
شالیزارهای شمال می دانند
این ! مادر من است
که جوانی اش را به آفتاب
و زیبایی اش را به خوشه های برنج داد
تا ستاره ها
سو سو بزنند
و ماه دور زمین بگردد!
«احسان مهدیان»

روز بیست و یکم فوریه  (سوم اسفتد ماه) از طرف یونسکو بعنوان روز جهانی زبان مادری نام‌گذاری شده ‌است.

نام‌گذاری این روز در کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۹ به منظور کمک به تنوع زبان و فرهنگ انجام شده ‌است.
هانا آرنت در مصاحبه‌ای به سال 1964 با گونتر گاوس Günter Gaus در پاسخ این پرسش که «از زمان نازی‌های چه باقی‌ مانده؟»، می‌گوید: «زبان مادری!» و ادامه می‌دهد: «زبان مادری شما با یک زبان دیگر خیلی فرق دارد. می‌توانم این را ساده بیان کنم. من شعرهای آلمانی زیادی را از بر هستم. این شعرها همیشه در پس ذهن‌ام هستند.  هرگز نمی‌توانم در یک زبان دیگر هم به این نقطه برسم. من چیزهایی را به آلمانی می‌گویم که هرگز به خودم اجازه نمی‌دهم به انگلیسی بگویم . . . زبان آلمانی اساسی‌ترین چیزی است که باقی مانده است.» درجواب این پرسش گاوس که «حتّا در تاریک‌ترین روزها؟»،  آرنت جواب می‌دهد: «همیشه. پس قرار بود چه کنم؟ زبان آلمانی که دیوانه نشده بود. زبان مادری هیچ جایگزینی ندارد. آدم‌ها ممکن است زبان مادری‌شان را فراموش کنند، من چنین چیزی را دیده‌ام. واقعیت دارد. . . . خلاقیت و زایایی که آدمی در زبان مادری‌اش دارد با فراموش‌کردن آن از بین می‌رود.» گاوس می‌پرسد: «به مواردی اشاره کردید که فرد زبان مادری‌اش را فراموش می‌کند. آیا فکر می‌کنید این امر نتیجه‌ی سرکوب است؟» جواب هانا آرنت روشن است: «بله، در اکثر موارد همین‌طور است.»




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :