وبلاگ تخصصی كلاس ششم
آموزش چیز عجیبی است: می‌تواند انسان درون ما را زنده کند و می‌تواند انسان درون ما را زنده به گور کند . . . «پائولو فریره»
                                                        
درباره وبلاگ

فرزانه خرمی راد

رشته تحصیلی: ریاضیات محض
مدیر وبلاگ : فرزانه خرّمی راد
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Image result for ‫معرفی کتاب دختران بلند پرواز‬‎
داستان های خوب برای دختران بلند پرواز … واژه ی بلند پرواز در عنوان این کتاب از همان ابتدای دیدار، در چشم می زد. زیر آن هم اضافه شده بود ” قصه هایی درباره ی زنان استثنایی ” . این کتاب که نوشته ی النا فاولی و فرانچسکا کاوالو و ترجمه ی امید سهرابی نیک و آرزو گودرزی است به چاپ نهم خود در نشر نو رسیده . در پشت جلد این کتاب نظرات شخصیت های مهم جامعه در جایگاه های خبری و . . . در خصوص کتاب نوشته شده و صفحات آخر کتاب به بیان داستان خود نویسندگان می پردازد.

فهرست هر دو جلد این مجموعه ، مملو از زنانی است که با سخت ترین شرایط جنگیده اند و حالا نامشان اینجا به عنوان یک الگو ، در میان فهرستی بلند از زنان جا خوش کرده است. مقابل هر نام ، شغل و کاری که در آن سرآمد هستند نوشته شده؛ ژیمناست، مجری، پزشک، معلم، بازیگر، دزد دریایی، زیست شناس، روان شناس، میمون شناس، جاسوس، ملکه و … . فهرست شغل ها نشان می دهد که انسان در هر کاری که بخواهد و اراده کند – چه مثبت و چه منفی – می تواند سرآمد باشد . آنقدر سرآمد که به عنوان یک الگو شناخته شود .

   همیشه با خودت رو راست باش و اجازه نده حرف های دیگران تو را از هدفت منحرف کند .
 
   ” میشل اوباما ”

فهرست کتاب:
در فهرست این کتاب نشانه هایی از زنانی از هند و چین و شرق تا افتخارات مریم میرزاخانی ، زنی ایرانی که مایه ی سربلندی کشور است ، وجود دارد. مقابل هر نام، شغل و پیشه او هم نوشته شده است و این دست بازتری برای انتخاب به نسبت کتاب پسران بلند پرواز می دهد.

بریده ای از کتاب داستان های خوب برای دختران بلند پرواز:

در قسمتی از این کتاب داستان زنی آمده است که موتورسوار حرفه ای شدن رویای او بود و او با وجود ناشنوایی محققش کرد:

    اما بیشتر مردم می گفتند : این غیر ممکن است . در موتور سواری صحرایی شنوایی بسیار مهم است. موتور سوار با صدای موتور متوجه می شود که چه زمانی باید دنده را عوض کند. موتور سوار باید بتواند با شنیدن صدای دیگر موتور سواران حدس بزند چه فاصله ای با او دارند. اما اشلی با احساس لرزش های مواور میفهمید که چه زمانی باید دنده را عوض کند و با گوشه ی چشمش سایه ها را دنبال می کرد و متوجه نزدیک شدن دیگران می شد. او در طول پنج سال برنده ی چهار عنوان ملّی شد. در این مدّت بار ها زمین خورد و دست چپ و مچ دست راست و قوزک پای راست و استخوان ترقوه ( سه بار ) و دو دندان جلویی اش شکست. اما همیشه خیلی زود بهبود می یافت و موتور سواری را از نو آغاز می کرد.

از نظر من این مجموعه تنها برای کودکان و نوجوانان نیست! برای تمامی سنین جامعه، در هر رخت و لباسی خواندنش واجب است تا یادآوری کند در هر شرایط و هر سنی میتوان درخشید و در هرکاری می توان شاخص بود. این مجموعه، کتاب های خوبی برای خواندن گروهی، بحث، حتی شناختن شخصیت های برجسته ی جامعه ی جهانی و عمیق تر کردن ارتباطات پدر با فرزند و مادر با فرزند است.

هر صفحه ی کتاب، اختصاص به فرد خاصی دارد که در مقابل آن صفحه چهره ی آن فرد، نقاشی شده است. از ویژگی های به شدت مثبت این کتاب، می توان به صفحه ی ابتدایی آن که با جمله ” این کتاب متعلق است به … ” و صفحه ی آخر آن است که سفید گذاشته شده تا داستان خود خواننده در آن نوشته شود و تصویر خودش در صفحه ی مقابل نقاشی شود ، اشاره کرد که یادآور این نکته است که کتاب خواندنی که فعال، پویا، داینامیک و اثرگذار نیست، کتاب خواندن نیست! این صفحات و داستان های کتاب بطور کاملا حرفه ای و غیر مستقیم انسان را به هدف گذاری آینده و در یک کلام بلند شدن، ترغیب می کند. واژه های صفحه ی ابتدایی خود، گویای این مطلب است؛ ” به تمام دختران بلند پرواز جهان: رویاهای بزرگتر بپرورانید، اهداف بلند تر داشته باشید، نیرومندتر بجنگید و هنگامی که تردید در دل دارید بدانید که حق با شماست. ”

داستان هر صفحه به شیوه ی متفاوتی و اغلب با ” روزی روزگاری … ” شروع می شود. این نکته ای است که نشان می دهد برای اسطوره شدن لزوما نباید شخصیت خیالی یک داستان بود و می توان در دنیای واقعی به یک شخصیت برجسته تبدیل شد.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






مژده شمسایی:

داستان به‌دنیاآمدنت را بارها مادرت برایم تعریف كرده بود. 

قرار است این یادداشت به مناسبت تولدت در روزنامه‌اى چاپ شود كه هرگز نمى‌خوانى. سال‌هاست به سفارش پزشك روزنامه نمى‌خوانى و اخبار گوش نمى‌دهى. از آن زمان كه ناتوانى از تغییر اخبار ناگوار روحت را بیمار كرده بود. پس ناچارم یادداشت را خودم برایت بخوانم همچنان‌كه اخبار دیگر را گهگاه و جسته‌وگریخته برایت نقل مى‌كنم. یكى از ده خبر بدى را كه با همه‌ى تلخى خیال مى‌كنم بهتر است بدانى. اغلب اخبار بد را تند مى‌گویم و مى‌گذرم و سعى مى‌كنم لابلاى حرف‌ها و خبرهاى دیگر زهرش گرفته شود تا كمتر اذیت شوى. گرچه كوشش بیهوده‌اى است و بعد خودم را سرزنش مى‌كنم كه دیگر نمى‌گویم و این تكرار مى‌شود و تكرار مى‌شود چون انگار اخبار بد تمامى ندارد. ولى زادروز تو جزو اخبار خوش است.

براى خیلى‌ها كه تو را از نزدیك مى‌شناسند و آنها كه به‌ واسطه‌ى كارهایت به تو نزدیك شده و دوستدارت شده‌اند. آنها كه پیام‌ها و تلفن‌هاى پرمهرِ تبریك‌شان از چند روز پیش‌تر تا چند روز پس‌تر از پنج دى مى‌رسد. آنها كه وقتى زودتر زنگ مى‌زنند مى‌گویند مى‌دانیم ترافیكِ تلفن این روزها سنگین است براى همین زودتر زنگ زدیم. مثل تبریك‌هاى سال نو از راه‌هاى دور كه اغلب پیش از تحویل سال گفته مى‌شود. و تو كه هرچه مى‌گذرد سخت‌تر و كمتر از میز كارت جدا مى‌شوى و با مشغله‌ى كار زمان را گم مى‌كنى با اولین تلفن یا پیام مى‌پرسی «مگر دى شده است؟ چرا یادشان مانده؟» جانِ من چطور یادشان برود كه زادروز تو براى خیلى‌ها چون من ستایش خرد است و اندیشه. تقدیر كوشایى و ممارست است. جشن پژوهش و جستجو است. تحسین بالندگى و شكوفایى است. زادروزت یادآور داستان آقاى حكمتىِ رگبار است و افسانه‌ى تارا. یادآور سفر دو پسربچه است براى یافتن پدر و مادرى نداشته و حقیقت و مرد دانا. یادآور هشتمین سفر سندباد است و پهلوان‌اكبر. یادآور طومار شیخ شرزین است و كارنامه‌ى بندار بیدخش. یادآور لیلا دختر ادریس است و افرا. یادآور مسافرانى است كه قرار است آینه‌اى را بیاورند براى عروسی و سرگذشت آیت در غریبه و مه. یادآور عیار تنهاست و دنیاى مطبوعاتى آقاى اسرارى. یادآور خاطرات هنرپیشه‌ى نقش دوم است و سهراب‌كشى. یادآور باشو است و وقتى همه خوابیم. یادآور مصائب استاد نوید ماكان است و همسرش مهندس رخشید فرزین. یادآور آینه‌هاى روبرو است و اشغال. یادآور آرش است و مجلس قربانى سنمار. یادآور دیوان بلخ است و كلاغ. یادآور پرده خانه است و مرگ یزدگرد. یادآور شب هزارویكم است و سگ‌كشى. یادآور فتحنامه‌ى كلات است و ندبه. مگر مى‌شود اینها را فراموش كرد؟ مگر مى‌شود ادبیات نمایشى و سینما و تاتر ایران را بدون این آثار تصور كرد؟ مگر مى‌شود پژوهش نمایش در ایران را از یاد برد یا هزار افسان كجاست را؟ این یادداشت قرار بود شخصى باشد؛ از طرف من به تو اما مى‌خواهم چند تن را در این شادباشِ به تو شریك كنم. دختر جوان شیرازى كه هرسال پنج دیماه با پدرش به حافظیه‌ى شیراز مى‌رود با كتابى از تو و دیوان حافظ و با پدرش تولدت را اینچنین جشن مى‌گیرند. گروه جوانانى كه در خراسان گرد هم مى‌آیند و نمایشنامه‌اى از تو را مى‌خوانند و تحلیل مى‌كنند و پنج دى بر كیك تولد برایت شمع روشن مى‌كنند.

جوانى كه هرسال از كهگیلویه پیام تبریك مى‌فرستد و آن دیگرى از اهواز كه دوستدار تاتر است. آنكه از تبریز پیام مى‌فرستد و مى‌گوید بارها و بارها آثار تو را خواندن، زندگى‌اش را زیر و رو كرده. و آنها كه در كوه و در دیگر جاها نوشته‌هاى تو را مى‌خوانند. شاگردانى كه بخت شركت در كلاس‌هایت را داشته‌اند و اكنون در گوشه‌وكنار جهان خودشان را مدیون آموزه‌هاى تو مى‌دانند. و آنها كه به‌ واسطه‌ى آثارت در دلْ خود را شاگرد و وامدار تو مى‌دانند. آنها كه همكارى با تو را نقطه‌ى طلایى كارنامه‌ى هنرى‌شان مى‌دانند و آنها كه آرزو داشتند با تو كار كنند و نشد كه بشود. و همچنین البته شریك مى‌كنم نیلوفر و نگار و نیاسان فرزندانت را. نازنینم خوشا به حال تو كه در زمانه‌ى تلخى‌ها و زشتى‌ها، كینه‌ها و نفرت‌ها، خشم‌ها و انتقام‌گرفتن‌ها، زادروزت بهانه‌اى است براى شادى. خوشا به حال تو كه در دل بیشمارى از مردمان سرزمینت به نیكى جاى دارى و سربلندى كه همواره ارزش‌هاى انسانى را پاس داشته‌اى و جز بزرگى و سرفرازى سرزمینت و مردمانش نخواستى و عمر در این راه گذاشته‌اى. حالا مى‌توانم خیال كنم كه مادرت در آن چنددقیقه سكوت به چه فكر مى‌كرد … تولدت مبارك بهرامْ پسر!


این نوشته به درخواست روزنامه شرق نوشته شده.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






Image result for ‫سختی زندگی در کودکی‬‎

شاید فكر كنید هر فرد نابغه و باهوش موفقی، قطعا خانواده مرفه و بدون مشكلی داشته امّا بهتر است بدانید كه اغلب افراد موفق دنیا زندگی های سخت و پر از رنجی گذرانده اند. 
‎شاید راز این شكوفایی در این باشد كه ذهن افراد در شرایط سخت و چالش‌انگیز مجبور می شودكه اطّلاعات را پردازش و راه‌‌حل‌یابی كند.
در خانواده به‌دنبال ایجاد محیط مصنوعی و گلخانه‌ای كه در آن بچه‌ها به رشد هوشی برسند، نباشید، به آنها فرصت فكر كردن و حل مسئله بدهید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 

یک روزه رفتم اصفهان. یاد جمله دیگری از این کتاب افتادم:

«کار معلّمی البته فراتر از زبان می‌رود؛ چیزی مثل نقاشی یا معماری است که تصویر کلّی او مخاطب را تحت تاثیر قرار می‌دهد و مانند اثری هنری روح دارد. مثل دیدن میدان نقش جهان اصفهان است که کلّیت آن به عنوان یک اثر هنری با شما گفت‌و‌گو می‌کند و فهمی فراتر از داده‌ها و تجزیه‌ و‌ تحلیل اجزا فراهم می‌آورد. »

در تمنای یادگیری، جلوه هایی از زندگی و اندیشه های تربیتی محمدرضا سرکار آرانی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




Image result for ‫ادبیات کودکان‬‎

دیگر وقت آن گذشته است که ادبیات کودکان را محدود کنیم به تبلیغ و تلقین نصایح خشک و بی برو برگرد، نظافت دست و پا و بدن، اطاعت از پدر و مادر، حرف شنوی از بزرگان، سر و صدا نکردن در حضور مهمان، سحر‌خیز باش تا کامروا باشی، بخند تا دنیا به روت بخندد، دستگیری از بینوایان به سبک و سیاق بنگاه‌های خیریه و مسائلی از این قبیل که نتیجه‌ی کلی و نهایی همه‌ی اینها بی‌خبر ماندن کودکان از مسائل بزرگ و حاد و حیاتی محیط زندگی است. چرا باید در حالی که برادر بزرگ دلش برای یک نفس آزادی و یک دم هوای تمیز لک زده، کودک را در پیله‌ای از «خوشبختی و شادی و امیدِ» بی‌اساس خفه کنیم؟ بچه را باید از عوامل امیدوار کننده‌ی الکی و سُادبیات ست‌بنیاد ناامید کرد و بعد امید دگرگونه‌ای برپایه‌ی شناخت واقعیت‌های اجتماعی و مبارزه با آن‌ها را جای آن امید اولی گذاشت.
آیا کودک غیر از یاد گرفتن نظافت و اطاعت از بزرگان و حرف شنوی از آموزگار (کدام آموزگار؟) و ادب(کدام ادب؟ ادبی که زورمندان و طبقه‌ی غالب و مرفه حامی و مُبلغ آن‌ است؟) چیز دیگری لازم ندارد؟
آیا نباید به کودک بگوییم که در مملکت تو هستند بچه هایی که رنگ گوشت و حتی پنیر را ماه به ماه و سال به سال نمی‌بینند؟ چرا که عدّه‌ی قلیلی دلشان می‌خواهد همیشه «غاز سرخ شده در شراب» سر سفره‌شان باشد.

“بخشی از مقاله‌ای درباره‌ی کتاب نوگلان” / صمد بهرنگی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




Image result for ‫ذره بین و دقت‬‎

بی دقتی یعنی چه؟
دقت در فرهنگ لغات به معانی زیر است:
باریک بینی . (دهخدا). نکته بینی . (ناظم الاطباء). نازک اندیشی . توجّه کامل . (معین).

بی دقّتی به معنی عدم توجّه کامل به نکات باریک و ظریف است
و زمانی اتفاق می افتد که ما مطلبی را خوانده و یادگرفته ایم اما در خواندن صورت سؤال یا سرفصل موضوع عجله کرده و نتوانسته ایم منظور اصلی نویسنده را دریابیم و پاسخ اشتباه داده ایم.

راه های افزایش دقت و توجه:

۱. حتما صورت سوال را ۲ یا ۳ یا بیشتر بخوانید تا کاملا از موضوع متن آگاه شوید.
۲. هیچ ایرادی ندارد که صورت سؤال (و حتی هنگام مطالعه کلمات) را تک به تک بخوانید مانند کلاس اولی ها
۳. ازعجله کردن بپرهیزید .هیچ کس با عجله به هیچ جایی نرسیده.
۴. اگر سوال تستی است تمام پاسخ هارا بخوانید بعد جواب درست تر را انتخاب کنید .
۵. به افعال آخر سوال دقت کنید است نیست ، شد نشد ، بود نبود ، باشد نباشد و . . .
اگر بی دقتی ادامه یابد و راه غلبه بر آن را نشناسید، در آینده مشکلات بزرگتری به سراغ شما خواهد آمد.
دقت، صبر و میزان اطلاعات شما رمز موفقیت شما است.
موفق باشید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




Image result for ‫آتشفشان دماوند‬‎

بررسی آتشفشانها در ایران نشان می دهد ایران دارای پنج آتشفشان دماوند، سبلان، تفتان، بزمان و سهند است که از این تعداد سه آتشفشان بزمان، تفتان و دماوند جز آتشفشان های نیمه فعال  محسوب می شوند.

دماوند:

 مخروط دماوند در مرکز سلسله کوه‌ های البرز بارزترین فعالیت آتشفشانی دوره "کواترنر" است. به استثنای برخی از فوران های کوچک که اخیرا کشف شد، فعالیت جدیدی شناخته نشده است از این رو به آن آتشفشان نیمه فعال می گویند.
آتشفشان دماوند از دید زمین شناسی یک سامانه آتشفشانی فعال است ولی فعالیت آن در حد خروج بخار و گاز و چشمه های آب گرم و همچنین بعضی از تظاهرات سطحی از نهشته های وابسته به یک سامانه آتشفشانی و همچنین اثرگذاری بر فرم و ریخت درّه ها و ایجاد لغزشهای گوناگون به عنوان اثرهای ثانویه بوده است.

تفتان:
این کوه آتشفشانی در جنوب شرقی زاهدان و شمال غربی خاش با ارتفاع چهار هزار و 110متر از سطح دریا قرار دارد. پیکره اصلی آن شامل دو کوه است که به وسیله بخش زین مانند و باریکی به هم متصل شده اند. گدازه تفتان مساحتی معادل هزار و 300 کیلومتر مربع را پوشانده و لایه های خاکستر در این آتشفشان کم است.
از فعالیتهای درون آتشفشان ابر سفید و مشخصی تشکیل می شود که از فاصله 100 کیلومتری قابل مشاهده است و منظره یک آتشفشان فعال را به خوبی نشان می دهد. تفتان جزء یک منطقه آتشفشانی است که تا پاکستان شمالی ادامه دارد و به گره آتشفشان کوه سلطان که در پاکستان واقع و اکنون خاموش است تعلق دارد.


 سهند:

آتشفشان بزرگ سهند در 40 کیلومتری جنوب تبریز واقع است و با آتشفشانهای کوچک تر شمال غرب دریاچه ارومیه و مرکز آتشفشانی ارمنستان و آرارات که در نزدیکی مرز ایران واقع است ارتباط دارد.
کوه سهند مخروطی بسیار پهن و گسترده دارد که از خاکسترهای فراوان تشکیل شده و به وسیله آب های جاری، دره های تنگی در آنها ایجاد شده است.

سبلان:

سبلان در مشرق تبریز واقع است.
 ارتفاع آن از سطح دریا بیش از چهار هزار و 800 متر و گدازه های آن سطحی معادل هزار و 200 کیلومتر را اشغال کرده است که به دلیل فرو ریختگی و ریزش متعدد به شدت قطعه قطعه است.


بزمان جوان ترین آتشفشان ایران
:
بزمان در 110 کیلومتری شمال غرب ایرانشهر و جنوب غربی قله تفتان واقع شده که ارتفاع آن از سطح دریا سه هزار و 503 متر است ولی نسبت به اراضی پیرامونی دو هزار و 100متر ارتفاع دارد. جریان بزرگ گدازه‌ از دامنه شرقی قله جریان یافته است. در دامنه شمالی نیز همین جریان گدازه، مخروطی با شیب تند و بسیار مشخص را شکل داده که از آن، جریان گدازه با عظمت خیلی زیاد بیرون آمده است.
در اطراف قله اصلی چندین مخروط کوچک دیده می شود که از گدازه تیره رنگ بازالتی تشکیل شده‌ است. بلندترین قله، مخروطی تازه ساز است که از قطعات بزرگ گدازه شکل یافته و قطر دهانه آن در حدود 500 متر است. به نظر می رسد که بزمان جدیدترین آتشفشان ایران باشد. مواد آتشفشانی آن منطقه ای را در حدود هزار و 400 کیلومتر مربع پوشش داده است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




Image result for ‫بهترین بودن‬‎

 اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی،
بوته ای در دامنه ای باش ولی بهترین بوته‌ ای باش که در کناره راه می ‌روید.
اگر نمی ‌توانی بوته‌ ای باشی، علف کوچکی باش و چشم‌ انداز کنار شاهراهی را زیباتر کن
اگر نمی‌ توانی نهنگ باشی، فقط یک ماهی کوچک باش، ولی بازیگوش‌ ترین ماهی دریاچه!
اگرنمی‌ توانی شاهراه باشی، کوره راه باش
اگر نمی ‌توانی خورشید باشی، ستاره باش
همه ی ما را که ناخدا نمی‌کنند، ملوان هم می‌توان بود.
در این دنیا برای همه ما کاری هست
کارهای بزرگ و کارهای کمی کوچکتر
و آنچه که وظیفه ماست، چندان دور از دسترس نیست.
و بدان اهل حقیقت و معرفت،
 با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند.
هر آنچه که هستی،
بهترینش باش ...








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





Image result for ‫امتحان‬‎

دانش آموزان عزیزم
یکی از جملاتی که طی این هفته به وفور شنیدم این بود که:  وقتی امتحان رو بد بدم کامل حالم بد میشه و تا دو سه روز اصلا سراغ درس نمی روم چطور این حس بد رو درستش کنم؟
و امّا پاسخ من:

١. برخورد احساسی با نتیجه امتحان و یا آزمون های آزمایشی سبب بهبود نتیجه نخواهد شد. داشتن آگاهی  از اشتباهات لازم است.
از طرفی ندانستن علت های عدم موفقیت واقعیت را تغییر نمی دهد، بلکه برای پیشرفت باید نقاط ضعف خود را بررسی کرده و برای رفع آن ها تلاش کنید. سعی کنید به جای برخورد احساسی با امتحان، برخورد منطقی داشته باشید.

٢. با بررسی روندی که برای امتحان و آزمون  قبل داشته اید، برای امتحان ها و آزمون ها، تصمیم راهبردی مناسبی اخذ نمایید و نسبت به تصمیم های اخذ شده برنامه مطالعاتی خود را تغییر دهید.

٣. برای مثال، در صورتیکه بی دقتی دلیل پاسخ های اشتباه شما است، لیست بی دقتی های خود را یادداشت کرده و شب قبل از آزمون ها آن ها مرورکرده تا میزان خطاهای شما کاهش پیدا کند.

٤. اگر علت اشتباهات شما عدم مطالعه دقیق سوال است، دور داده ها و افعال سوالات خط بكشید.
از اشتباهات رایج دانش آموزان عدم توجه به داده ها و افعال سوال می باشد بنابراین حتما تکنیک را انجام داده تا میزان خطاهای ناشی از این اتفاق را كاهش دهید.

بنابراین با نتایج آزمون ها احساسی برخورد نكنید. همچنین علت پاسخ های غلط خود را مطابق آنچه در بالا توضیح داده شد بیابید و سعی كنید تصمیم راهبردی مناسب آن درس را أخذ نموده و نتیجه دلخواه خود را در امتحانات و آزمون ها كسب كنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic